تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
به خدا قسم كه آنچه او در خصوص قرآن انجام داد همه با مشورت ما و زير نظر ما بود ، مرتب مىپرسيد : شما چه مىگوييد در باره اين قرائت ؟ ( و جريان چنين بود كه روزى گفت ) شنيدم : بعضى به بعضى مىگويند قرائت من از قرائت تو بهتر است ، و اين كار سر از كفر در مىآورد . ما گفتيم : نظر خودت چيست ؟ گفت من نظرم اين است كه همه مردم را بر يك قرائت وادار سازيم ، تا در قرائت قرآن فرقه فرقه نشوند ، ما گفتيم بسيار نظر خوبى است « 1 » . در الدر المنثور است كه ابن ضريس از علباء بن احمر روايت كرده كه عثمان بن عفان وقتى خواست مصاحف را به صورت يك كتاب در آورد ، بعضى خواستند حرف « واو » را از اول جمله « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ » در سوره برائت بيندازند ، ابى گفت يا « واو » آن را بنويسيد و يا شمشير خود را بدوش مىگيرم . پس ، از حذف آن منصرف شدند « 2 » . و در كتاب الاتقان از احمد ، ابى داوود ، ترمذى ، نسايى ابن حيان و حاكم نقل كرده كه همگى از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : من به عثمان گفتم چه چيز وادارتان كرد كه سوره انفال و سوره برائت را پهلوى هم بنويسيد با اينكه يكى از سوره هاى طولانى است و ديگرى از سوره هاى صد آيه اى است و ميان آن دو « بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » نگذاشتيد و ميان هفت سوره طولانى گذاشتيد ؟ عثمان گفت : سوره اى داراى آيات بر رسول خدا ( ص ) نازل مىشد و وقتى چيزى نازل مىشد به بعضى از نويسندگان وحى مىفرمود اين آيات را بگذاريد در آن سوره اى كه در آن چنين و چنان آمده ، و سوره انفال از سوره هايى است كه در اوائل هجرت در مدينه نازل شد ، و سوره برائت از سوره هايى است كه در اواخر نازل شد ، ولى چون مطالب آن شبيه به مطالب انفال بود ، من شخصا خيال كردم كه اين سوره جزو آن سوره است . و چون رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت و تكليف ما را در باره اين مطلب معين نفرمود به همين جهت من از يك سو اين دو سوره را پهلوى هم قرار دادم ، و ميان آن دو « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » قرار ندادم ، و از سوى ديگر آن را پهلوى هفت سوره طولانى گذاردم « 3 » .
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 59 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 232 . ( 3 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 60 .