همه فرزندان خود ، و اين خود دعائى است غير مستجاب زيرا قريش هم جزء فرزندان وى بودند و آنان اهل شرك و بتپرست بودند ، و چطور ممكن است پيغمبرى بزرگوار چون ابراهيم خليل ( ع ) دعايى بكند كه مىداند غير مستجاب است ؟ « 1 » و يا چگونه ممكن است خداى سبحان چنين دعايى را با اينكه لغو و بى معنا است از او حكايت بكند ، و اصلا آن را رد نفرمايد ، با اينكه روش قرآن كريم همواره چنين است كه سخن بيهوده و پيشنهادهاى لغو را رد مىكند ؟ از اين هم كه بگذريم مگر انبياء معصوم از هر گناه نيستند ، و با داشتن چنين مقامى ديگر چه معنا دارد كه مصونيت از كفر و پرستش بتها را از خدا درخواست نمايد ؟ « 2 » .
آن گاه از آن جواب دادهاند كه مقصود از فرزندانى كه مىگوييم دعاى وى در حق آنان مستجاب نشد ، فرزندان با واسطه آن جناب است ، نه فرزندان خود او ، چون دعاى آن جناب در حق فرزندان خودش يعنى اسحاق و اسماعيل و غير آن دو مستجاب شد « 3 » .
بعضى « 4 » ديگر هم گفتهاند : « مقصود فرزندانى است كه در هنگام اين درخواست موجود بودهاند و دعاى وى در حق ايشان مستجاب شد ، چون همه آنان موحد بودهاند » .
بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : « چه عيب دارد كه منظور از فرزندان را همه ذريه او بگيريم و بگوييم نسبت به بعضى مستجاب شد و نسبت به ديگران نشد » .
بعضى ديگر در بتپرستى فرزندان آن جناب توقف كردهاند :
يكى « 6 » گفته فرزندان مشرك او بت را نمىپرستيدند ، بلكه آنها را شفعاى درگاه خدا مىپنداشتند . بعضى « 7 » ديگر گفتهاند : « آنها » اوثان « را مىپرستيدند ، نه » اصنام « را و اين دو با هم فرق دارند . صنم تمثالهاى مجسم است ، و وثن تمثالهاى غير مجسم » .
بعضى « 8 » ديگر گفتهاند : ايشان بت نمىپرستيدند ، بلكه بخاطر اينكه دسترسى به خانه كعبه نداشتند سنگى را نصب مىكردند و مىگفتند : خانه خدا هم از سنگ است ، آن وقت
هامش
( 1 و 2 و 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 132 .
( 4 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 133 .
( 5 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 133 و روح المعانى ، ج 13 ، ص 234 .
( 6 ) تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 546 و تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 230 ، ح 31 .
( 7 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 133 .
( 8 ) تفسير روح المعانى ، ج 13 ، ص 234 .