تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
اشكال ديگرى كه مفسرين « 1 » بر كلام ابراهيم كرده و در مقام پاسخ از آن بر آمده‌اند اين است كه چرا در جمله * ( « وَمَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * طلب مغفرت براى مشركين كرده است ، با اينكه مغفرت خدا شامل مشرك نمىشود ، زيرا خود خداى تعالى فرموده : « إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه - خدا اين گناه را كه به وى شرك بورزند نمىآمرزد » « 2 » . آن گاه در جواب از آن ، يكى گفته « 3 » است : نيامرزيدن شرك دليلش همين آيه ايست كه گذشت ، و اين آيه قرآن است و قرآن بر خاتم انبياء نازل شده ، نه بر ابراهيم ، و از كجا كه قبل از اسلام گناه شرك مانند ساير گناهان قابل آمرزش نبوده باشد ، و ابراهيم بر اساس شريعت خود درخواست نكرده باشد . يكى « 4 » ديگر گفته : مراد از مغفرت و رحمت ، مغفرت و رحمت بعد از توبه مشرك است ، و قيد توبه در كلام حذف شده . ديگرى « 5 » گفته است : مقصود آن جناب اين بوده كه هر كه مرا عصيان كند و بر شرك خود استوار بماند تو بخاطر اينكه غفور و رحيمى مىتوانى او را از شرك به سوى توحيد بكشانى ، و مشمول مغفرت و رحمت خود كنى . بعضى « 6 » ديگر گفته‌اند : مقصودش از مغفرت پوشاندن شرك مشرك ، و مقصودش از رحمت شتاب نكردن در عقاب او است . و معنايش اين است كه پروردگارا هر كس كه از فرمان من سر بتابد تو شركش را در دنيا پوشيده بدار و با تاخير عقابت ، او را مورد رحمت قرار ده . بعضى « 7 » ديگر گفته‌اند : معناى آن همان چيزيست كه از ظاهرش استفاده مىشود و حاجت به هيچ توجيهى ندارد و اشكالى هم وارد نيست ، زيرا آن روز ابراهيم ( ع ) نمىدانسته كه خدا شرك را نمىآمرزد ، و ندانستن اين حكم نقص نيست زيرا آمرزيدن شرك جزء محالهاى عقلى نيست كه هر كسى آن را درك كند ، و عقل هيچ امتناعى نمىبيند در اينكه خداوند شرك را هم بيامرزد ، تنها دليلى كه در مساله هست دليل نقلى است كه ممكن است آن روز به گوش ابراهيم ( ع ) نخورده باشد و
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 133 . ( 2 ) سوره نساء . آيه 48 . ( 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 134 . ( 4 ) تفسير روح المعانى ، ج 13 ، ص 235 . ( 5 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 134 . ( 6 و 7 ) تفسير روح المعانى ، ج 13 ، ص 235 .