تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
به درگاه تو پناه دادم كه تو ما را از عبادت آنها بر حذر بدارى ، لا جرم ما بندگانت به دو طائفه منقسم مىشويم : يكى گمراهان و منحرفين از راه توحيد ، و يكى هم آنهايى كه خود را به دامن لطف تو انداخته‌اند كه در حفظ تو از بتپرستى دور باشند ، * ( « فَمَنْ تَبِعَنِي . . . » ) * .
و اگر در تفريع خود تعبير « تبعنى » را آورد ، با اينكه « اتباع » به معناى پيروى در راه است ، و همچنين كلمه « اضلال » را به كار برد كه آن هم اشاره به راه دارد بدين منظور است كه بفهماند مقصود از « اتباع » صرف پيروى در عقيده و اعتقاد به توحيد نيست ، بلكه در راه او سير كردن و سلوك طريقه او كه اساسش اعتقاد به وحدانيت خداى سبحان است ، و خود را به دامن خداى تعالى انداختن و در معرض او قرار دادن است تا او وى را از پرستش بتها دور بدارد . مؤيد اين مطلب جمله * ( « وَمَنْ عَصانِي » ) * است كه در مقابل جمله « فمن تبعنى » قرارش داده ، چون در جمله مذكور عصيان را به خودش نسبت داده ، نه به خدا ، و نگفته است « و من كفر بك - و هر كه به خدايى تو معتقد نباشد » ، و نيز نگفته « و من عصاك - و هر كه تو را عصيان كند » ، هم چنان كه در جمله اول هم نگفت : « فمن آمن بك - هر كه به تو ايمان آورد » ، و يا « فمن اطاعك - هر كه تو را اطاعت كند » ، و يا « فمن اتقاك - هر كس كه از تو بپرهيزد » ، و امثال آن . پس معلوم مىشود كه مقصود از پيروى او ، پيروى از دين و دستورات شرع او است - چه دستورات مربوط به اعتقادات و چه مربوط به اعمال - هم چنان كه مقصود از عصيان او ، ترك سيره و شريعت و دستورات اعتقادى و عملى اوست . كانه خواسته است بگويد : هر كه در عمل به شريعت من و مشى بر طبق سيره من ، مرا پيروى كند او به من ملحق است و به منزله فرزندان من خواهد بود ، و من اى خدا از تو مسألت مىدارم مرا و ايشان را از اينكه بت بپرستيم دور بدار ، و هر كه مرا در عمل به شريعتم نافرمانى كند و يا در بعضى از آنها عصيان بورزد ، چه از فرزندانم باشد و چه غير ايشان ، خدايا او را به من ملحق مفرما ، و من از تو درخواست نمىكنم كه او را هم از شرك دور بدارى ، بلكه او را به رحمت و مغفرت خودت مىسپارم . از اين بيان چند نكته معلوم مىشود : يكى اينكه جمله * ( « فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّه مِنِّي وَمَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * تفسير جمله قبلى است كه عرض مىكرد * ( « وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ » ) * . به اين معنا كه مراد از فرزندان را كه در آيه قبل بود توسعه و