دارند ؛ زيرا صدور آنها در يك مرتبه بوده و نسبت به علت خود مقارن هم مىباشند . از اين رو نسبت به علت خود معيت علّى دارند .
همچنين اگر كسى مبناى عقول عَرْضى را قبول نداشت صدور عقل دوم مطابق حكمت مشاء در عَرْض صدور فلك نهم به واسطهء عقل اول ، بر فرض صحت قصهء افلاك مثالى براى معيّت علّى مىباشد ؛ زيرا عقل دوم و فلك نهم نسبت به عقلِ اول در عَرْض يكديگر مىباشند و اين دو مقارن هم صادر مىشوند و در صدور ، پيشى و پسى ندارند ؛ لذا سلسلهء آنها عَرْضى است ، فقط تفاوت وجودى دارند و از اين جهت معيّت علّى دارند .
معيّتِ به حقيقت و مجاز ، معيتِ به حقّ و دهرى
متن
والحال في المعيّة بالحقيقة والمجاز . . . من مراتب العين لو فُرِضَ فيها كثرة .
ترجمه
موقعيت و حال در معيّت به حقيقت و مجاز و معيّتِ به حق ، مانند موقعيت و حال در معيّتِ علّى مىباشد .
و معيّت دهرى ، مانند معيّتى كه دو جزء از اجزاى مرتبهاى از مراتب خارج ، بر فرض وقوع كثرت در آن ، دارند .
شرح
معيّت به حقيقت و مجاز :
قبلًا دربارهء تقدّم به حقيقت و مجاز سخن گفتيم . اينك نيز براى توضيح معيّت در اين قسم ناگزير به بحث قبلى برمىگرديم . تقدّم به حقيقت و مجاز عبارت از اين شد كه : دو چيز در ثبوت وصفى اشتراك دارند . ثبوت وصف به معناى اسناد آن وصف به آن دو ، مگر آنكه يكى از دو اسناد ، اسناد « الى ما هو له » است و ديگرى اسناد « الى غير ما هو له » است . مانندِ اسناد موجوديت به وجود و به ماهيت ،