معيت و تقدم و تأخر را از سنخ تقابل تضاد دانستهاند . « 1 » و حق آن است كه معيت امر وجودى باشد همانطور كه تقدم و تأخر چنين هستند .
معيّتِ در رتبه و در شرف
متن
فالمعيّة في الرّتبة . . . والمعيّة في الشرف كشجاعَيْن متساويَيْن في الملكة .
ترجمه
معيّت رُتبى ، مانند معيت دو مأمومى كه پشت سر امام مىايستند ، نسبت به مبدأ فرضى در مسجد در مورد رتبهء حسّى و مانند معيّت دو نوع يا دو جنسى كه تحت جنسى در انواع و اجناس مترتب قرار مىگيرند نسبت به آن نوع يا جنس . و معيت در شرف ، مانند دو شجاعى كه در ملكهء شجاعت برابر هستند .
شرح
دو مأموم از آن جهت كه هر دو مأموم هستند و پشت سرامام ايستادهاند با يكديگر معيّت دارند . اين مثال براى رتبهء حسّى است . اما رتبهء غير حسّى مانند دو نوعى كه تحت يك جنس قرار مىگيرند و از اين جهت كه هر دو تحت يك جنس هستند با يكديگر معيت دارند . مانند انسان و فرس كه هر دو نوع تحت جنس حيوان قرار دارند . يا مانند جسم و نامى كه هر يك از آن دو نوع نسبت به انواع مادون خود ، جنس محسوب مىشوند و خود تحت جنس جوهر قرار دارند و از آن جهت كه هر يك از اين دو جنس زير مجموعهء جنس جوهر هستند با يكديگر معيت دارند .
به عبارتى ديگر سلسله گاهى ترتب صعودى به سوى ما فوق دارد و آن ترتب به سوى جنس است و گاهى ترتب نزولى دارد و آن ترتب به سوى نوع است . در سير
هامش
( 1 ) . آقاى فياضى در تعليه بر نهايه ، ج 3 ، ص 889