مؤلف حكيم قدس سره مىفرمايند : موقعيت و حال معيّتِ به حقيقت و مجاز و معيتِ به حق ، مانند موقعيت و حال در معيّت بالعليّه است ؛ يعنى همانطور كه بين دو علت مستقل ، مانند دو واجب الوجود فرضى ، معيّت برقرار نمىگردد ( بلكه فقط ميان دو معلولِ يك علت برقرار مىگردد ) بين دو معناى حقيقى نيز معيّت برقرار نمىگردد ؛ همان گونه كه در معيّتِ بالحق ، معيّت ميان دو واجبِ فرضى كه داراى مظاهر و شئون وجودى مستقل از هم باشند برقرار نمىگردد ، بلكه ميان مظاهر آنان معيّت ربطى برقرار مىگردد . بنابراين وجود آسمان و زمين در تأخرى كه از حقتعالى دارند معيّت به حق دارند نتيجه مىگيريم كه معيّت علّى و بالحق و دهرى ميان وجود معاليل حاصل مىشود نه ميان آنها و علتهايشان و نه ميان خود علتها . و به عبارتى ديگر معيّت در امر متأخر واقع مىشود ، نه در امر متقدم ؛ يعنى معيّت در دو علت مستقل يا دو واجبالوجود فرضى مستقل كه داراى مظاهر و شئون هستند ، واقع نمىشود ، بلكه ميان معاليل و مظاهر كه متأخر از ذات واجبالوجودند ، برقرار مىگردد و وجه مشابهت معيّت در حقيقت و مجاز و معيّت بالحق با معيّت علّى در همين است .
معيتِ دهرى :
عبارت است از : معيّت ميان دو جزء از اجزاى يكى از مراتب خارج .
مثلًا معيّتى كه دو جزء از اجزاى عالم ماده با هم دارند ، نسبت به عالمِ مثال - كه علتِ عالم ماده است - مانند معيّت زيد و عمرو نسبت به علل عاليهء آنها يا معيّتى كه دو جزء از اجزاى عالم مثال دارند نسبت به عالم ما فوق خود يعنى عالم عقل ، يا معيّت دو جزء از اجزاى عالم عقول عَرْضى نسبت به واجبتعالى بنابر آنكه ميان عقول ، كثرت عَرْضى برقرار باشد .
قبلًا در تقدّم و تأخّر دهرى گفتيم كه تقدّم و تأخّر دهرى عبارت است از : تقدّم علت تامّه بر معلول خود از حيث انفكاك وجود آن از وجود معلول ، و تأخّر معاليل آن علت . از آن علت . اكنون در مورد معيّت دهرى مىگوييم : معيّتِ دو فرد از موجودات مادى نسبت به عالم ما فوق خود مانند عالم مثال يا دو فرد از عالم مثال نسبت به عالم