تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
ترجمه ششم : تقدّم و تأخّر به تجوهر است . و آن عبارت است از : تقدّم اجزاى ماهيت - مانند جنس و فصل - بر خود ماهيت و تأخّر ماهيت از اجزاء ، بنابر اصالت ماهيت . « 1 » و اين سه قسم اخير - يعنى به طبع ، به علّى و به جوهر - تقدّم و تأخّر بالذات ناميده مىشود . شرح تقدّم اجزاى ماهيت ، مانند حيوان و ناطق - كه جنس و فصل انسان هستند - برخودِ ماهيت انسان ، تقدّم به تجوهر مىباشد ؛ همانطور كه تأخّر ماهيت از اجزاء ، تأخّر به تجوهر مىباشد . آن گاه مؤلف حكيم قدس سره مىفرمايد : تقدّم اجزاى ماهيت بر ماهيت و تأخّر ماهيت از آن اجزاء ، براساس اصالت ماهيت مىباشد . از آن‌جا كه اصالت ماهوىها براى ماهيت ، با قطع نظر از وجود ، تحقق و اصالت قائل هستند طبعاً براى اجزاى آن هم ، تحقّق و اصالت قائلند و از آن جهت كه جزء بر كل مقدم است پس اجزاء ، تقدّم به تجوهر بر ماهيت - كه كلّ است - دارند . ممكن است گفته شود تقدّم اجزاى ماهيت بر آن ، اختصاص به اصالت ماهيت ندارد و اجزاى ماهيت حتى براساس اصالت وجود ، تقدّم تحليلى بر ماهيت دارند ؛ زيرا بر هردو مسلك تا جزء نباشد كل از آن پديد نمىآيد و بر هر دو مسلك ، جزء بر ماهيت تقدّم جوهرى دارد . تقدّم و تأخّر طبعى ، علّى و به تجوهر را تقدّم و تاخر بالذات مىنامند .
هامش
( 1 ) . حكيم سبزوارى در تعليقهء خود بر شرح منظومه ، ص 86 مىنويسد : « اگر جايز باشد تقرّر ماهيات منفك از تمام‌وجودات - آن‌گونه كه معتزله تصور مىكنند - ماهيت جنس و فصل از نظر جوهر ، مقدم بر ماهيت نوع مىباشد ، همان‌گونه كه ماهيت بر لازم خويش مقدم است ، لكن ماهيت بدون وجود ، داراى وجود نيست تا بدان ملاك ، مقدم يا مؤخر باشد » . هم‌چنين ايشان در تعليقهء خود بر اسفار ، ج 3 ، ص 241 مىنويسد : « قائل به تقدم ماهيت بر وجود ، محقق دوانى و محقق داماد و تابعين ايشان مىباشند »