اما با وجود علت ناقصه ، معلول موجود نمىشود مگر آنكه جزء ديگرِ عليت ، به آن ضميمه شود و علت ناقصه به علت تامه تبديل گردد . تقدّم علت ناقصه بر معلول را تقدّم طبعى مىنامند .
تقدّم و تأخّرِ عِلّى
متن
الخامس : التقدّم والتأخّر بالعلّيّة ، . . . و تأخُّرُ معلولِها عنها .
ترجمه
پنجم : تقدّم و تأخّر علّى است . و آن عبارت است از : تقدّم علت تامه بر معلول ، علتى كه معلول به وجود او وجوباً موجود مىگردد و تأخّر معلول از علت .
شرح
پنجمين قسم ، تقدّم و تأخّر علّى است . و آن عبارت است از : تقدّم علت تامه بر معلول ، و تأخّر معلول از آن علت . لازم به ذكر است كه هركجا علت تامه محقق بود معلول او ضرورتاً موجود خواهد بود و تخلّف معلول از آن محال است . خداوند تعالى علت تامّهء خلق هستى است و تقدّم او بر هستى و تأخّر خلق از او از اين قبيل تقدّم و تأخّر است .
تقدّم علت تامه بر معلول بدين معناست كه معلول وجوداً قائم به علت است و علت عامل پديد آوردن معلول است ، گرچه اين دو وجوداً معيت در وجود داشته باشند ، ولى ذاتاً رتبه و جايگاه علت تامه به عنوان مقوم معلول سابق بر اوست .
تقدّم و تأخّر به تجوهر
متن
السادس : التقدّم والتأخّر بالجوهر ، . . . « تقدّماً و تأخّراً بالذات » .