تفحّص از آنها در نهايت به نُه قسم ، « 1 » اعمّ از اعتبارى و حقيقى ، نائل آمدهاند . اول و دوم و سوم به ترتيب عبارتند از : تقدّم و تأخّر به رتبه ، به شرف و به زمان ، كه شرح آن گذشت . « 2 »
شرح
بين اجزاى زمان ، تقدّم و تأخّرِ ذاتى وجود دارد و به همين سبب ميان آنها امكان اجتماع دو جزء از زمان وجود ندارد . بين ديروز و امروز تقدّم و تأخّر وجود دارد و اين دوجزء در اينكه حامل قوهء فردا هستند با يكديگر اشتراك دارند ، لكن با اين تفاوت كه ديروز حامل قوّهء امروز است ولى امروز حامل قوهء خود نيست ؛ زيرا اگر چنين مىبود ، هم بايد فعليت امروز تحقق مىداشت و هم قوّه آن ، و اين محال است ؛ چون فعليتِ يك چيز با قوّهء آن چيز در يك ظرف جمع نمىشوند ؛ زيرا مستلزم تناقض است ؛ چون اگر امروز ، فعليت دارد معنايش اين است كه منشأ آثار ويژهء خود است و اگر فعليت ندارد يعنى در مرتبهء قوّه است آثار ويژهء خود را ندارد . و فرض منشأ آثار بودن و نبودن ، فرض دوامر متناقض است .
از اينجاست كه مىگوييم ديروز كه حامل قوهء امروز است با امروز كه حامل قوّهء امروز نيست به عنوان دو جزء از زمان با يكديگر جمع نمىشوند . بر خلاف ساير اقسام تقدّم و تأخّر . مانند تقدّم و تأخّر بالرتبه كه امام و مأموم با هم جمع مىشوند . يا تقدّم و تأخّر به شرف ، مانند عالم و جاهل كه با هم جمع مىشوند . يا تقدّم و تأخّر علت و معلول كه با هم جمع مىشوند . همان گونه كه بين اجزاى زمان ، تقدّم و تأخّر وجود دارد ميان اجزاى حركت ، به واسطهء انطباق آن بر زمان ، تقدّم و تأخّر وجود دارد .
همان گونه كه قبلًا توضيح داديم زمان ، مقدار حركت را اندازه مىزند و امتداد آن را
هامش
( 1 ) . شيخالرئيس براى تقدّم وتأخّر پنج قسم بيان نموده است و حكماى پس از وى از وى تبعيت كردهاند . به فصلاول از مقالهء چهارم از الهيات شفا ، و به كتاب نجات ، ص 222 و تحصيل ، ص 35 - 36 و 467 - 468 و مطارحات ، ص 302 - 303 مراجعه شود
( 2 ) . در همين فصل گذشت