شرح
اصطلاح فلسفى « سَبْق و لحوق » همان اصطلاح متعارف « تقدّم و تأخّر » است كه در فهم عرفى ، كثيرالاستعمال است . و نخستين آشنايى ما با دو مفهوم تقدّم و تأخّر به واسطهء مصاديق حسى كه در خارج دارند حاصل مىشود . سپس ما از طريق مصاديق حسى به مصاديق ديگر آن ، كه از مقولهء حس نيستند ، منتقل مىشويم .
مفهوم تقدّم و تأخّر از اينجا ناشى مىشود كه ما مبدئى را كه دو چيز به آن نسبت دارند فرض مىكنيم . هر يك از آن دو ، نسبت به آن مبدأ اشتراك دارند ، لكن يكى از آن دو نسبت به آن مبدأ از خصوصيتى برخوردار است كه ديگرى نيست . امام و مأموم در مثال متن ، هر دو نسبت به محراب اشتراك دارند ، اما نسبت قُربى كه امام به محراب دارد از ويژگى خاصى برخوردار است كه مأموم آن ويژگى را ندارد .
اگر فرضاً مبدئيّت محراب را به مبدئيّت درب مسجد تبديل كنيم ، متقدّم و متأخّر جاى خود را در مثال فوق عوض مىكنند ؛ يعنى مأموم ، نسبت به درب مسجد متقدّم و امام متأخّر مىشود . پس وصف تقدّم و تأخّر با تغيير در مبدأ تغيير مىيابد .
تقدّم و تأخّر رُتبى
متن
ولا يتفاوت الأمر في ذلك أيضاً . . . « تقدّماً و تأخّراً بحسب الرتبة » .
ترجمه
در انتساب دو چيز به يك مبدأ فرضى ، فرقى نيست بين آنكه ترتيب متقدّم و متأخّر ، يك ترتيب قراردادى و اعتبارى باشد - مانند مثال سابق - يا يك ترتيب طبيعى باشد ؛ مانند ترتيب جسم ، نامى ، حيوان و انسان . در اين مثال اگر جسم را مبدأ بدانيم نامى ، متقدم و حيوان ، متأخر خواهد بود و اگر انسان را مبدأ فرض كنيم حيوان ، متقدم و نامى ، متأخر خواهد بود . اين نوع از تقدّم و تأخّر را « تقدّم و تأخّر به حسب رتبه » مىنامند .