شرح
گاهى مبدأ ، قراردادى است كه طبعاً متقدم و متأخر هم به ملاك آن مبدأ ، به صورت قراردادى و اعتبارى ، متقدم و متأخر محسوب مىشوند . مانند مثال محراب كه اعتباراً آن را مبدأ قرار مىدهيم و گاهى به جاى آن درب مسجد را مبدأ قرار مىدهيم . ولى گاهى مبدئيّت يك چيز در تكوين و طبيعت ريشه دارد . فى المثل وقتى ترتيب جسم ، نامى ، حيوان و انسان را ملاحظه مىكنيم و جسم را مبدأ مىانگاريم ، نامى بر حيوان و حيوان بر انسان در طبيعت و تكوين تقدّم دارد و اگر انسان را كه نوع اخير است مبدأ قرار دهيم ، حيوان بر نامى و نامى بر جسم تقدّم دارد . اما از اين دو قسم اعتبارى و طبيعى ، به تقدّم و تأخّر رتبى تعبير مىكنيم ؛ زيرا رتبهء يكى بر ديگرى نسبت به مبدأ ، نزديكتر است .
تقدّم و تأخّر به شرف
متن
ثمّ عمّموا ذلك فاعتبروه في مورد الشرف . . . « تقدّماً و تأخّراً بالشرف » .
ترجمه
سپس حكما معناى تقدّم و تأخّر را تعميم دادهاند و آن را در مورد شرافت و فضيلت و پستى و مفاهيمى از اين دست كه از نظر معنا فزونى مىيابد اعتبار نمودهاند ؛ مانند تقدّم عالم بر جاهل و شجاع بر ترسو . اگر ما نوعى را به اعتبار آثار كمالى آن ، مبدأ قرار دهيم عالِم و جاهل ، شجاع و ترسو نسبت به آن مبدأ اختلاف پيدا مىكنند و اين قسم را « تقدّم و تأخّر بالشرف » مىنامند .
شرح
حكما پس از آنكه مصاديق تقدّم و تأخّر را در عالم حس يافتهاند آن دو مفهوم را از قلمرو حس ، به مفاهيم و معانىاى ، كه قابل زياده و نقصان است ، كشاندهاند و اختلاف نسبت به مبدأ معنوى را ملاك تقدّم و تأخّر قرار دادهاند . به عنوان مثال اگر نوع انسانى را با تمام كمالات علمى و عملى ، مبدأ فرضى قرار دهيم انسانِ شجاع و انسانِ عالم ، به