تعريفِ غير صحيحى از مطلق قدرت و جواب آن
متن
فبذلك يظهر فساد تحديد بعضهم . . . - أعني كون النسبتين متساويتَيْن - .
ترجمه
با بيان فوق ( در مورد تعريف قدرت ) فساد سخن بعضى « 1 » كه مطلق قدرت را ( قدرت واجب و انسان و حيوان ) تعريف نمودهاند به چيزى كه فعل و ترك با آن صحيح و ممكن است ، آشكار مىشود ؛ زيرا نسبت فعل و ترك به فاعل ، زمانى صحيح و ممكن است كه فاعل ، جزئى از علت تامه باشد ؛ در اين صورت زمانى كه فاعل ، به تنهايى و به عنوان علت ناقصه ملاحظه شود و فعل به او نسبت داده شود . فعل به سبب او واجب نمىشود و اما فاعلى كه تامالفاعليه است و به تنهايى علت تامه مىباشد - مانند واجب تعالى - معنا ندارد كه نسبت فعل و ترك به او به نحو امكان باشد . يعنى نسبت فعل و ترك به آن يكسان باشد .
شرح
برخى از حكما قدرت را به معناى اعم - كه شامل قدرت واجب تعالى و انسان و حيوان مىشود - معنا كردهاند و گفتهاند قدرت عبارت از چيزى است كه با وجود آن امكان انجام فعل و ترك براى فاعل وجود داشته باشد . مؤلف رحمه الله مىفرمايد : اين تعريف گرچه شامل قدرت براى انسان و حيوان مىشود اما شامل قدرت واجب نمىشود و براى آن صحيح نيست ؛ زيرا امكان صدور فعل يا ترك براى فاعلى قابل تصور است كه فاعليت او ناقصه باشد . براى چنين شخصى در صورت انضمام ساير اجزاى عليت ، صدور فعل ، قطعى و در صورت عدم انضمام اجزاى ديگر عليت ، عدم صدور آن قطعى مىگردد . به ديگر سخن ، صحت صدور فعل و ترك ، براى فاعل ،
هامش
( 1 ) . مقصود متكلمان مىباشند