شرح
برخى كه ملاك نيازمندى ممكن به علت را در حدوث آن مىدانند و مىگويند ممكن به دليل آنكه حادث است - يعنى زمانى نبوده است و بعداً موجود شده است - به علت نياز دارد ، مىگويند اگر موجودى بخواهد در عالم ممكنات موجود شود شرط تحقق آن اين است كه آن موجود قبلًا در ظرف زمان قبل معدوم باشد . آن گاه علت ، آن را ايجاد نمايد . اگر معلول ، هميشه موجود باشد نياز به علت و ايجاد ندارد . از بيان فوق نتيجه مىگيرند كه فعلى كه مسبوق به عدم زمانى نباشد صدور آن ممتنع است .
در پاسخ به اين نظريّه بايد گفت : اولًا همان گونه كه در مباحث علت و معلول گذشت ملاك نيازمندى موجودات به علت ، حدوث آنها نيست ؛ بلكه امكان آنهاست .
يعنى موجودات به دليل آنكه ذاتاً ممكن الوجود هستند به علت احتياج دارند . نه به دليل آنكه چون حادث هستند محتاج علتند .
وثانياً اگر صدور هر موجود ، مشروط بر آن است كه در زمان قبل از خود موجود نباشد پس صدور خود زمان هم ، مشروط است به اينكه در زمان قبل از خود نباشد و اين اثبات زمان است قبل از زمان ، و اين به دليل مقدّم شدن شىء بر خويش - كه ملاك بطلان دور مىباشد - باطل است .
نظريهء لزوم مقارنت قدرت با فعل و جواب آن
متن
وكذلك فساد قول من قال . . . توقّف أحدهما على الآخر .
ترجمه
همچنين از بيانات گذشته بطلان سخن كسى كه مىگويد « 1 » قدرت ، بافعل حادث مىگردد و قبل از آن ، وجود ندارد روشن مىشود .
هامش
( 1 ) . قائل به اين نظريّه اشاعره و غير ايشان از اهل سنت مىباشند ؛ بر خلاف معتزله كه معتقدند قدرت قبل از فعلمىباشد به شرح مقاصد ، ج 1 ، ص 240 مراجعه شود