تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
داراى زمان مشتركى باشند تا جزئى از آن در زمان قبل واقع شود . و جزء ديگرى از آن در زمان بعد . و لازمهء زمان مشترك ، حركت مشترك است ؛ چون زمان ، عارض بر حركت است . اگر زمان مشترك بود حركت هم مشترك خواهد بود و لازمهء حركت مشترك ، وجود مادهء مشترك ميان آن دو است ؛ زيرا ماده ، موضوع حركت است . اگر حركت يكى باشد بايد موضوع حركت هم يكى باشد . به عنوان مثال ، غنچه در ظرف زمان خود و قبل از شكفته شدن ، غنچه است . در زمانى ديگر ، به واسطهء حركت جوهرى تبديل به گل مىشود . در اين‌جا قبليّت و بعديّت زمانى كه ميان غنچه و گل حاكم است داراى زمان واحد است . لكن تحقق قبل و بعد زمانى در مثال مذكور مستلزم آن است كه غنچه تا وقتى كه به گل تبديل مىشود داراى يك حركتِ جوهرى مستمر باشد و آن حركت ، يك مادهء مشترك داشته باشد كه هم در غنچه و هم در گل موجود است .

معناى دهر و سرمد

متن تنبيه : اعتبار الزمان مع الحركات . . . لعدم التغيّر والانقسام فيهما . ترجمه ياد آورى : اعتبار زمان با حركات در حالى كه زمان ، مقدار متغيّر است اندازهء حركت و تقدّم و تأخّرى كه بر آن مترتب است را افاده مىدهد . و گاهى موجود ثابت با متغيّر سنجيده مىشود و معيّت ثابت با امور متغيّر را افاده مىدهد و نامش « دهر » است . و گاهى موجود ثابت با موجود ثابتى كه مادون آن است سنجيده مىشود و نامش « سرمد » است . و در « دهر » و « سرمد » تقدّم و تأخّرى نيست ؛ چون تغيّر و انقسام در آن وجود ندارد . شرح گفتيم زمان ، عارض بر هر حركت است . هر حركتى زمان خاص به خود را دارد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 504 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى