تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
گرچه زمان و حركت وجوداً يكى هستند ، اما تغايرِ تحليلى دارند . زمان ، مقدار حركت و تقدّم و تأخّر ميان اجزاى آن را افاده مىدهد . اگر جزئى از حركت بر جزئى ديگر از آن مقدم يا مؤخر است تقدّم و تأخّر خويش را از تقدّم و تأخّر زمان گرفته است . تقدّم و تأخّر زمانى ميان پديده‌هاى زمانى مطرح مىشود . اما اگر يك موجود كه فوق زمان است و در ظرفى بيرون از ظرف زمان تحقق دارد - مانند عقول ( فرشتگان ) كه در قلمرو امور ثابت محسوب مىشوند و مشمول تحوّلات و تغييرات زمان نيستند - را با موجودات زمانى بسنجيم معيتى ميان آن دو برقرار خواهد شد كه نامش را « دهر » مىناميم و اگر موجود ثابتى كه فوق زمان است ، مانند عقل اول با موجود ثابت ديگرى ، مانند عقل دوم بسنجيم معيت ديگرى بين آن دو برقرار خواهد شد كه نامش را « سرمد » مىگذاريم . در معيتِ « دهرى » و « سرمدى » تقدّم و تأخّر زمانى وجود ندارد ؛ گرچه تقدّم و تأخّر دهرى و سرمدى وجود دارد . دليل آن اين است كه در معيت دهرى ، يكى از دو طرف مقايسه و در معيت سرمدى ، دو طرف مقايسه ، واقع در ظرف زمان نيستند تا مشمول تقدّم و تأخّر آن گردند . همانطور كه تغيير و انقسام پذيرى در آنها راه ندارد ؛ زيرا تغيير و انقسام پذيرى از احكام عالم ماده است و شامل جهان فراتر از ماده نمىشود . قوله : « ويُفيد معيّة الثابت الكلى مع مادونه من الثوابت » مقصود از ثابت كلى ، عقل نخست است كه احاطه و اشراف و تقارن و معيت با ساير عقول مادون خود دارد . مقصود از كليت ، سعه و شمول است نه مفهومى كه داراى افراد كثير است . حاصل آن‌كه عقل اول هم تقارن و معيت سرمدى با ساير عقول دارد و هم معيت دهرى با موجودات عالم ماده دارد .

نقل كلامى از صدرالمتألهين دربارهء معيّت دهرى و سرمدى

متن قال في الأسفار : « وأمّا الموجودات التي . . . للمعيّة حتّى تستلزمها » - انتهى .