تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
ترجمه صدرالمتألهين در اسفار مىگويد : « و اما موجوداتى كه نه خود حركت هستند و نه واقع در حركت ، آنها واقع در ظرف زمان نيستند ؛ بلكه مىتوان ثبات آنها را با متغيّرات مقايسه كرد . در اين صورت تقارن و معيت آنها را « دهر » مىنامند و نيز معيت متغيّر با متغيّر . اما نه از حيث تغيّر آن ؛ بلكه از حيث ثباتش ؛ زيرا هيچ چيز نيست مگر آن‌كه براى آن ، نحو ثباتى وجود دارد ؛ گرچه ثبات آن عبارت باشد از ثبات در تغيّر آن . اين معيت نيز معيت دهرى خوانده مىشود و اگر امور ثابت را با امور ثابت مقايسه كنيم آن معيت را « معيت سرمدى » مىخوانيم . اما به ازاى معيت سرمدى و معيت پيش از آن ( دهرى ) تقدّم و تأخّرى وجود ندارد و محالى از اين پديد نمىآيد ؛ زيرا هيچ يك از تقدّم و تأخّر نسبت تضايف با معيت ندارد تا معيت ، مستلزم تقدّم و تأخّر هم باشد . « 1 » شرح موجوداتى كه خود ، نفس حركت هستند همان موجودات جوهرى عالم ماده مىباشند كه حركت ، عين ذات آنهاست و موجوداتى كه واقع در حركت هستند - يعنى حركت عارض بر آنها است - موجودات عَرَضى هستند كه به تبع جوهر ، حركت عارض بر آنها مىگردد . موجوداتى كه فوق زمان هستند نه خود عين حركتند - مانند جواهر - و نه واقع در حركتند ؛ مانند اعراض آنها . وقتى كه با موجودات زمانى سنجيده مىشوند . معيّتى از اين مقايسه پديد مىآيد كه نامش را « معيّت دهرى » مىناميم . البته گاهى دو متغيّر را كه واقع در ظرف زمان هستند ، با هم مىسنجيم اما نه از آن جهت كه آن دو داراى تغيير هستند ، بلكه از آن جهت كه در تغيير و تحوّل خود ثبات دارند ؛ زيرا تمام جواهر عالم مادى در حركت جوهرى خود ثبات دارند ؛ چون حركت ، عين وجود آنها است و تا وقتى وجود دارند حركت هم دارند ؛ از اين رو در حركت خود داراى نوعى ثبات مىباشند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 182