تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
شرح پس از صورت جسميّه كه نخستين صورت است هر صورت بعدى به جسم ، تعيّن ويژه مىبخشد و آن را داراى ماهيت خاص ، همراه با آثار ويژه مىكند . مثلًا جسم ، موجودى مىشود با خصوصيت چوب يا سنگ يا آهن با آثار ويژهء هر كدام . با نوعيت خاصى كه بر جسم عارض مىشود جسم داراى فعليت متعين گشته و ساير فعليت‌ها را از خود نفى مىكند ؛ زيرا يك جسم نمىتواند بيش از يك فعليت داشته باشد و اين همان معناى كلام حكماست كه مىگويند فصل اخير - كه همان ، فعليت متعين شىء موجود است - جامع تمام فصول پيش از خود است . فىالمثل فصل انسان كه ناطق است جامع تمام فصولى كه در انواع پيش وجود دارند مىباشد . ناطق ، واجد فصل ، حساس و متحرك به اراده كه از اختصاصات حيوان است و واجد فصل نموّ كه از اختصاصات نبات است مىباشد ؛ لذا مىتوان فصول فوق را از فصل ناطق ، انتزاع نموده و اين مفاهيم را بر انسان حمل كرد و گفت انسان ، حساس و متحرك به اراده و نامى است . به عنوان مثال ، فصل اخير مانند عدد صد مىماند كه اعداد پيشين در آن منطوى هستند و چون حقيقت نوع ، قائم به فصل اخير است اگر نوع مادى - مانند انسان - از ماده ، مجرد گردد حقيقت انسانى وى به سبب انفكاك از ماده از بين نمىرود ؛ از اين رو انسان پس از مفارقت از عالم ماده و وصول به مقام تجرّد مطلق ، هم‌چنان ناطق و حساس و متحرك به اراده باقى مىماند . قوله : « والأمر على هذا القياس في كل صورة لا حقة بعد صورة . » صورت نباتى ، جامع صورت جمادى نيز هست و صورت حيوانى كه پس از صورت نباتىاست جامع صورت نباتى و حيوانى است و صورت انسانى كه پس از صورت حيوانى است جامع تمام صُوَر پيشين ، يعنى صورت جمادى ، نباتى ، حيوانى ، مىباشد .