تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
آن‌جا كه نفس پا به عالم تجرّد مىگذارد . در اين‌جا لازمهء وصول به مقام تجرّد ، رها كردن بدن مادى و فساد آن است . پس در نهايت ، پژمردگى بدن و فساد آن ، لازمهء حركت تكاملى نفس و سير در مسير تجرّد مطلق است و مانعى ندارد كه حركت اشتدادى معارض با يك حركت نزولى گردد . آن چه مهم است اين است كه حركت اشتدادى اصل است و حركت نزولى حركتى بالعرض است كه لازمهء وجودى حركت اشتدادى است . اما با قطع نظر از حركت اشتدادى در نظام ماده ، حركت نزولى كه خود وجود مستقل داشته باشد نداريم ؛ زيرا وجود حركت نزولى با يك اشكال عقلى روبرو است و آن اين‌كه فعليتى ، داراى قوهء قوهء خويش باشد . فىالمثل اگر انسان از انسانيت به حيوانيت و از حيوانيت به نباتيت باز گردد ( كه اين سه مرحله ، مرحلهء تكميل انسان است ) لازم مىآيد كه انسان در حالى كه بالفعل انسان است قوهء حيوان شدن و نبات شدن را در حالى كه آن دو ، قوهء انسان شدن را دارند داشته باشد . اگر چنين باشد مقتضاى آن اين است كه انسان بالفعل ، در عين فعليت ، قوهء قوهء خود باشد و اين محال است ؛ زيرا امكان ندارد كه يك چيز ، هم بالفعل همان چيز باشد و هم بالقوّه آن چيز باشد ؛ زيرا فرض وجود بالفعل يك چيز - به معناى ماهيتى كه منشأ آثار خاص به خود است - با وجود بالقوهء يك چيز - به معناى ماهيتى كه آثار خاص به خود را ندارد - فرض دو امر متناقض مىباشد . اگر يك چيز مانند انسان ، بالفعل انسان است معنا ندارد كه بالقوّه ، انسان باشد و اگر بالقوّه انسان است معنا ندارد بالفعل انسان باشد .

مقصود از اين‌كه حركت محدود به آغاز و انجام است چيست ؟

متن وثالثاً : أنّ الحركة - أيّاً مّا كانت - . . . تخرج من القوّة إلى الفعل أبداً . ترجمه نكتهء سوم اين‌كه ، حركت هر گونه كه باشد ( طولى يا عَرْضى ) محدود به آغاز و انجام است . هر
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 478 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى