ثانيه ، قبول صورت جوهرىِ بعد را مىنمايد . صورت جوهرىِ بعدى مجدداً جزء ماده گشته و با مادهء قبلى روى هم ماده براى صورت جوهرى جديد مىگردند . مانند حركت نطفه به سوى علقه شدن كه در اينجا صورت نطفه به مادهء خود ضميمه گشته و روى هم ماده براى صورت علقه مىگردند . وقتى صورت علقه حاصل شد آن نيز جزء ماده گشته مادهاى فراتر از قبل پديد مىآورد و روى هم ماده براى صورت مضغه مىگردد و همين طور مطلب ادامه مىيابد . در اين نوع حركت كه از آن به حركت طولى تعبير مىكنند پيوسته صورتهاى جديد جزء مادهء قبلى مىگردند و بدين وسيله ، اشتدادى در ماده به وجود مىآورند و دامنهء ماده را گستردهتر از قبل مىنمايند .
مؤلف براى اين حركت ، به حركت مادهء اولى تا جسم طبيعى و سپس حركت جسم طبيعى تا جسم نباتى و حيوانى و انسانى مثال مىآورند . جوهر در حركت تكاملى خويش صورتى بر صورت قبلى مىپوشاند كه ما از آن به « لُبس بعد از لُبس » تعبير مىكنيم . جملهء « لكن في الجوهر مع ذلك حركةٌ اشتداديهٌ اخرى » اشاره به اين حركت مىباشد . و علاوه بر معناى حركت به معناى خروج شىء از قوه به فعل حركت طولى را به اثبات مىرساند .
ترتّب طولى موجودات در دو قوس نزول و صعود از عالم عقل تا ماده و از ماده تا عقل ، استمرار دارد . اما گاهى جوهر در حركت خود به گونهاى عمل نمىكند كه صورت جديد را جزء مادهء قبلى قرار دهد تا آن ، ماده براى قبول صورت بعدى گردد بلكه با ظهور هر يك از صورتهاى جوهرى ، صورت قبلى ، مانند لباسى كه از تن كسى بيرون مىآيد از ماده خلع مىگردد و ماده ، صورت جديد مىپوشد كه از آن به لُبس بعد از خلع تعبير مىآورند . حكماء از اين نوع حركت ، به حركت عَرْضى تعبير مىآورند ؛ زيرا تلبّس ماده به هر يك از صُوَر به گونهاى است كه آن صورت جديد در عَرْض صورت قبلى است و با حركت جوهر هيچ اشتدادى ، نه براى ماده و نه براى صورت جوهرى حاصل نمىشود . حركت عَرْضى در جوهر مانند تبديل آب به بخار
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٤٨