ترجمه
از آن چه گذشت امورى آشكار مىگردد : - اول . صورتهاى جوهرى گوناگون كه يكى پس از ديگرى بر ماده در مىآيند در حقيقت يك صورت جوهرى سيّال كه بر ماده جريان مىيابد مىباشند و همان طورى كه در مرحلهء جواهر و اعراض گفته شد « 1 » موضوع صُوَر كه ماده است به واسطه « صورةٌ مّا » محفوظ مىماند و ما از هر حدّى از حدود آن صور ، مفهومى كه مغاير است با مفهوم ديگرى كه از حدّ ديگر انتزاع مىشود انتزاع مىكنيم و نام آن را ماهيت نوعى كه با ديگر ماهيات در آثار مغاير است مىگذاريم .
شرح
پس از اثبات حركت در جوهر به سه فرع كه بر حركت در جوهر مترتب مىشود مىپردازند . فرع اول اين است كه صورتهاى گوناگونى كه متوالياً بر يك ماده جارى مىگردند در حقيقت يك صورت جوهرى بيش نيستند كه به ظهورات مختلف ، خود را نشان مىدهند . فىالمثل نطفه را مثال مىآوريم . نطفه كه يك حقيقت جوهرى است در امتداد حركت خود تبديل به علقه و سپس مضغه و جنين و انسان كامل مىشود .
تمام صورتهاى مذكور كه بر يك ماده جارى مىگردد عبارتند از يك صورت كه همان صورت انسانى است . صورت انسانى از نطفه و علقه تا مضغه و جنين كامل حركت نموده و به شكل ظهورات مختلف در آمده است و ما از حركت جوهر در هر يك از حدود مسافت يكى از مفاهيم فوق را به نام ماهيت انتزاع مىكنيم . وقتى نطفه در بستر رشد قرار گرفت پس از چندى كه به حركت خود ادامه داد و مراتبى از وجود را پيمود از وجود آن اسمى به نام علقه و سپس عناوين ديگر انتزاع مىشود و هر يك از اين عناوين داراى آثار ويژهء خود مىباشند .
ماده در تمام حدود مسافت و حركتِ جوهر يك چيز بيشتر نيست و قوام خود را
هامش
( 1 ) . به فصل ششم از مرحلهء ششم مراجعه شود