تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
- يعنى عَرَض - متغيّر است بايد علت آن - كه همان جوهر است - نيز متغيّر باشد ؛ زيرا سنخيت بين علت و معلول لازم است . اما دليل دوم حركت را در جوهر ، به وسيلهء عدم استقلال عَرَض در تمام حيثيّات خود ، از جمله در حركت به اثبات مىرساند . حاصل دليل اين است كه وجود فى نفسه عَرَض عين وجود لغيره آن است . يعنى موجوديت عَرَض عين افتقار و احتياج به موضوع است . چنين نيست كه افتقار ، عارض بر عَرَض شده باشد ؛ لذا عَرَض در هيچ حكمى از احكام ، استقلالى از خود ندارد ؛ از اين رو حركت در آن نيز از خود آن نيست ، بلكه ناشى از موضوعى است كه عَرَض در بستر آن آرميده است و تا جوهر متحرك نباشد عَرَض نمىتواند حركت كند . حركت آن نمودى از حركت موضوع جوهرىِ آن است . ملاحظه مىشود كه در اين برهان از عدم استقلال عَرَض و احكام آن - از جمله حركت - بر وقوع حركت در جوهر استدلال گرديده است ؛ لكن همان گونه كه مشاهده مىشود استدلال از حركت در عَرَض بر حركت در جوهر سلوك از معلول به علت كه مفاد برهان إنّى از قسم اول است مىباشد . و همان گونه كه مؤلف در مقدمهء كتاب فرمودند سلوك از معلول به علت ، افادهء يقين نمىكند ؛ از اين رو مىتوان در يقين آورى اين دليل خدشه نمود . « 1 »

صُوَر جوهرى كه يكى پس از ديگرى بر مادهء واحد عارض مىگردنددر حقيقت ، امتداد يك صورت هستند

متن و يتبيّن بما تقدّم عدّة امور . . . تُغايِر سائر الماهيّات في آثارها .
هامش
( 1 ) . اگر استعمال اين برهان را به جا بدانيم خواهيم توانست بگوييم چنين نيست كه تمام براهينى كه در فلسفه به كار مىروند از سنخ برهان انّى از قسم دوم مىباشند بلكه گاهى برهان انّى از قسم اول خواهند بود مؤلف ؛ در مواضع متعدد از جمله در مقدمهء كتاب ادعا كردند كه تمام براهين فلسفى از سنخ برهانِ انّى از قسم دوم مىباشند