تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
صدرالمتألهين تشكيك بالذات و بالاصالة صرفاً در مراتب وجود جارى مىشود ، ولى بالعرض و بالتبع به ماهيت سرايت مىكند . اما سهروردى مستقيماً تشكيك را در نفس ماهيت جارى مىداند و آن را همچون جواز اشتداد و انقلاب ماهيت جايز مىشمارد . بر اساس نظر سهروردى تمام درجاتى كه با حركت در ماهيت رخ مىدهد همه مراتب يك حقيقت واحد هستند و در واقع يك حقيقت تشكيكى است كه داراى مراتب است ، اما بر اساس نظر صدرالمتألهين هر درجه از ماهيت يك نوع مستقلى از ماهيت محسوب مىشود . برمىگرديم به اصل سخن . حاصل سخن اين است كه حركت در وجود ماهيت واقع مىشود نه در خود ماهيت ؛ لكن در وجود لغيرهء آن نه در وجود لنفسهء آن ، كه ملاك انتزاع ماهيت است و با حركت در وجود لغيره ، كه مفاد نعتى است اتصاف جسم به كميت و كيفيتى كه بدان متصف است تغيير مىكند . با وجود حركت در وجود لغيره عرض ، تغييرى در خود جسم يا در اصل مقولهء كمّ يا كيف ايجاد نمىشود . اگر فى المثل جسم قبلًا سيب بوده الآن هم بدون هيچ تغيير همان سيب است و اگر كمّ يا كيف قبلًا كمّ يا كيف بوده‌اند الآن هم بدون هيچ تغيير همان كمّ و كيف هستند ، لكن آن چه تغيير يافته و باز تغيير مىيابد اتصاف جسم به نعت است و به عبارت ديگر متكمّم و متكيّف - يعنى اتصاف جسمى كه به كمّ يا كيف مخصوصى متصف است - در حال تغيير است . نه تغيير در جسميت آن و نه تغيير در اصل مقوله ؛ بلكه تغيير در نعت و صفتِ جسم ؛ جارى است . سفيدى و سياهى كه مفاد كان تامه است تغيير نمىكند ، بلكه سفيد و سياه كه افادهء نعتيت مىدهد و مفاد كان ناقصه است ، تغيير مىكند ؛ لذا مىتوان گفت سفيد و سفيدتر ؛ ولى نمىتوان گفت سفيدى و سفيدىتر . و اين مفاد جملهء مؤلف است كه مىگويد : تشكيك در عرضيّات مىآيد ، اما در اعراض نمىآيد . يعنى تشكيك در وجود لغيره و اتصاف جسم به نعت مىآيد . اما در وجود فى نفسه و اصل وجودِ