عرضى جارى باشد و ظهورات رنگها عبارت از حركت اشتدادى آنها يكى پس از ديگرى در بستر ماهيت است . طبق اين مبنا اگر حركت در ماهيت واقع شود انقلاب در ذات ماهيت رخ نمىدهد . بر خلاف نظريهء مشّاء و صدرالمتألهين كه معتقدند انقلاب در ذات رخ مىدهد . سهروردى مىگويد : ماهيت هم چون وجود داراى مراتب تشكيكى است و دامنهء گستردهاى دارد . جهش از يك مرتبه به مرتبهء ديگر كه به واسطهء حركت رخ مىدهد انقلاب ماهيت به ماهيت ديگر نيست تا شما به محال بودن آن تمسك كنيد ، بلكه عبارت است از اشتداد درجات ماهيت . اما بر اساس نظر مشّاء و صدرالمتألهين كه فقط تشكيك را در درجات وجود جايز مىدانند ، حركت در ماهيت را به معناى تبديل يك ماهيت به ماهيت ديگر و به عبارت ديگر تبديل يك ذات به ذات ديگر كه انقلاب محال است تفسير مىكنند .
ايشان مىگويند : حركت فقط در وجود و مراتب و درجات آن ، جارى است . لكن با حركت در هر درجه از وجود يك نوع و يك مرتبه از ماهيت به تبع حركت در وجود ظهور مىكند ؛ چون حركت در وجود ، به سوى اشتداد درجات آن است و اشتداد درجات وجود ، ملازم ظهور نوعيتهاى مختلف ماهوى است ، از اين جهت با حركت در وجود ، انواع مختلف ماهوى نيز متغيّر خواهند بود كه بيش از يك « آن » درنگ و توقف نخواهند داشت . به عبارت ديگر ماهيت به ازاى هر درجه از وجود با ماهيت در درجهء ديگر وجود فرق دارد و اين به سبب آن است كه وجود به واسطهء حركت ، در داخل خودش اشتداد يافته و تغييرات ذاتى در آن بالعرض به ماهيت سرايت كرده است . تغييرات در رنگ سبز و زرد و قرمز براى سيبى كه بر شاخهء درخت است عبارت است از : اشتداد وجود آن . و ريشهء اين تغييراتِ مفهومى ، در وجود آن است نه در ماهيت آن ؛ لذا اين انواع از حيث وجود با يكديگر مرتبطند نه از حيث ماهيت .
حال اگر كسى بپرسد چه فرقى ميان نظر مشّاء و سهروردى است ؛ زيرا هر دو ، تغيير در مراتب ماهيت را مىپذيرند . جواب اين است كه طبق نظر مشّاء و
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤١٣