تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
در اين موارد غايت حركت ، حاصل نمىشود و اين به اين معنا نيست كه آن افعال مطلقاً و گذشته از وجود موانع ، غايت نداشته‌اند ، بلكه غايت داشته لكن حركت به سوى غايت ، قطع گشته و طبعاً غايت حاصل نشده‌است . اين نوع افعال را فعل باطل مىناميم .

ترتيب در مبادى فعل

متن وليعلم أنّ مبادىء الفعل الإِراديّ منّا مترتّبةٌ . . . النفسانيّة تلازم العلم . ترجمه همانطور كه گذشت مبادى فعل ارادى در ما يكى پس از ديگرى بر هم مترتب مىباشند . فعل بر قوّهء عامله مترتب مىگردد و قوّهء عامله بر اراده و اراده بر شوقيه مترتب مىشود ، بدون آن كه بين اين دو ( اراده و قوّهء شوقيه ) اراده‌اى فاصله اندازد . و همين طور شوقيه مترتب بر صورت علمى ، فكرى يا تخيلى مىشود ، بدون آن كه اراده‌اى به قوّهء شوقيه تعلق گيرد ؛ « 1 » زيرا نفس علم ، شوق را به وجود مىآورد . اين ترتيب بر اساس بيان حكماست « 2 » و منافات ندارد كه در جاى ديگر شوق را به بعض صفات نفسانى استناد داده‌باشند ؛ زيرا صفات نفسانى ملازم علم مىباشد . شرح هر فعل ارادى مسبوق به : 1 . قوّهء عامله ، 2 . اراده ، 3 . قوّهء شوقيه ، 4 . صورت علمى
هامش
( 1 ) . اگر شوق ، ارادى باشد متوقف بر اراده خواهد بود در حالى كه قبلًا گفتيم اراده خود متوقف بر شوق است . در اين‌صورت دور پيش خواهد آمد و اگر گفتيم شوق متوقف بر اراده و اراده متوقف بر شوق قبلى - نه شوق بعدى كه دور پيش آيد - خواهد بود و شوق قبلى بر ارادهء قبلى و ارادهء قبلى بر شوق قبلى تسلسل و تعاقب شوق‌هاى بىنهايت لازم خواهد آمد ، و اين محال است ( 2 ) . ممكن است اشاره باشد به نكته‌اى كه در فصل پنجم از مرحلهء ششم گذشت كه انسان گاهى چيزى را اراده‌مىكند كه به آن شوق ندارد ، مانند خوردن دارو . بر اين اساس شوق را نمىتوان از مبادى دائمى فعل ارادى به حساب آورد
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 322 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى