ترجمه
غايت در همهء اين صور كه « عبث » خوانده مىشوند غايت فكرى نيست و اين هم اشكالى ندارد ؛ زيرا مبدأ علمى در موارد فوق ، تخيلى است نه فكرى . و چون مبدأ فكرى ندارد غايت فكرى هم ندارد .
به بيانى ديگر در موارد فوق ، مبدأ فكرى ظنى وجود دارد كه به نحو اجمال مورد عنايت قرار مىگيرد . شوقى كه منبعث از تخيل صورت فعل است به آن مبدأ فكرى اشاره دارد .
كودك مثلًا تصور مىكند استقرار در مكانى غير از مكان اول خود را ، سپس شوقى از او برمىخيزد كه اشاره دارد كه آن فعل راجح هست و شايستهاست كه به جاى آورده شود . در اين هنگام اجمالًا حكم به رجحان آن مىنمايد . سپس شوق او قوّت گرفته ارادهء فعل مىنمايد . در اين هنگام فعل را بدون علم تفصيلى كه به سبب حكم به رجحان فعل ، تمام مىگردد به جاى مىآورد . مانند كسى كه از روى ملكه سخن مىگويد : وى بدون تصور و تصديق تفصيلى ، پىدرپى حروف را تلفظ مىكند ، در حالى كه فعل ، علمى و اختيارى است .
شرح
در اين فقره علاوه بر جوابى كه قبلًا دادند و اكنون نيز تكرار مىكنند جواب ديگرى مىدهند .
جواب اول اين بود كه در موارد فوق گرچه مبدأ فكرى وجود ندارد اما مبدأ تخيلى وجود دارد ، لذا غايتهاى تخيلى در اين نوع از افعال وجود دارند .
جواب دوم كه با جمله « وان شئت فقل » به آن اشاره مىكنند اين است كه اصولًا در موارد فوق مبدأ فكرى به نحو ضعيف و به گونهء اجمال وجود دارد و شوقى كه از تخيل فعل به وجود مىآيد به آن مبدأ فكرى اشاره دارد .
مثال مىزنند به طفلى كه تصور استقرار در مكانى مىنمايد . اين تصور كه از قوّهء خيال او برمىخيزد براى او شوقى به وجود مىآورد . اين شوق حكايت از آن دارد كه اين فعل راجح مىباشد و شايسته آن است كه به جا آوردهشود . دراين جا عقل است كه اجمالًا حكم به رجحان مىنمايد . شوق سابق كه منبعث از قوّهء خيال بود به سبب حكم
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٢٠