ترجمه
شيخ الرئيس در شفاء مىگويد : « 1 »
« براى برانگيخته شدن شوق ناگزير علتى وجود دارد كه يا عادت است يا خسته شدن از هيئتى و ارادهء انتقال به هيئت ديگر يا حرص از قواى تحريكى يا احساسى بر ايجاد فعل تحريكى يا احساسى جديد .
عادت و انتقال از ملول و حرص بر فعل جديد ، به حسب قواى حيوانى و خيالى ، لذيذ مىباشد .
لذت در حقيقت همان خير حسى ، حيوانى و خيالى است و به حسب خير انسانى « خير مظنون » به شمار مىآيد .
حال اگر مبدأ فعل ، تخيلى و حيوانى باشد به ناچار خير آن هم تخيلى و حيوانى خواهد بود ، لكن بدان معنا نخواهد بود كه فعل به طور كلى از خير ، خالى است ؛ گرچه آن خير به حسب عقل « خير حقيقى » نباشد .
شرح
نقل كلام شيخ الرئيس يك جهتش آن است كه تأييدى براى برخى از حكما بياورد كه شوق را به بعضى از صفات نفسانى نسبت مىدهند ، و بگويد كه آها گرچه شوق را به عادت يا زجر يا حرص كه صفات نفسانى است نسبت دادهاند اما چون اين صفات ، ملازم با علم فاعل هستند در حقيقت آنان شوق را به علم نسبت دادهاند .
و ديگر به اين جهت است كه بگويد چنين نيست اگر فعلى از غايت عقلايى كه آن را « خير حقيقى » مىنامند خالى بود به طور كلى از غايت ، خالى است ، بلكه ممكن است به حسب قواى تخيلى يا حيوانى كه آن را « خير مظنون » مىنامند غايت خاص به خود را داشته باشد .
لازم به ذكر است كه لذت اصطلاحاً به خيرهاى حسى يا حيوانى يا تخيلى اطلاق
هامش
( 1 ) . فصل پنجم از مقالهء ششم از الهيات شفاء