از مجموع سخن نتيجه مىگيريم كه چنين نيست كه مبدأ علمى هميشه صورت فكرى و عقلى باشد بلكه گاهى مبدأ علمى صورت خيالى است ، حال يا تنها ، كه گزاف ناميده مىشود يا با كمك طبيعت يا مزاج كه قصد ضرورى خوانده مىشود يا با كمك خُلق و ملكات كه عادت ناميده مىشود . در هر حال فعل ، بدون غايت نيست .
پاسخ به توهم فقدان غايت در بعضى از افعال ارادى
متن
ولا ضَيْرَ في غفلة الفاعل وعدم التفاته إلى . . . غير العلم بالعلم .
ترجمه
مانعى ندارد كه فاعل در همه يا بعضى از صورى كه ذكر شد در غفلت و بىتوجهى نسبت به غايت صور خيالى به سر برد ؛ زيرا تخيل غايت ، غير از علم به تخيل غايت است و علم به چيزى ، غير از علم به علم مىباشد .
شرح
مدعى به خطا در پى اثبات آن بود كه در موارد فوق ، فعل بدون غايت است ؛ زيرا در آنها غايت فكرى و عقلايى وجود ندارد . مؤلف در پاسخ گفتند : گرچه در موارد فوق ، غايت فكرى وجود ندارد ، اما غايت تخيلى وجود دارد ، لكن گاهى انسان التفات و توجه به تخيل غايت ندارد ، همانطور كه در بسيارى از موارد التفات و توجه به علم به علم خود ندارد . التفات نداشتن او موجب نفى وجود علم يا خيال نمىشود .
در فعل ارادى ، وجود غايتِ فكرى ، الزامى نيست
متن
والغاية في جميع هذه الصور المسمّاة عبثاً . . . والفعل علميّ إختياريّ .