بنابراين مقصود مؤلف اين است كه هر فكر كلى همراه با يك تخيل و تصور جزئى است ، مانند فكر قرآن خواندن كه يك فكر كلى است اما شخص در مقام تحقق اين فكر كلى بايد يكى از سُورهها را براى خواندن انتخاب كند ، و اين مىشود تصور جزئى . پس ضرورتاً با هر فكر كلى يك تصور و تخيل جزئى وجود دارد و اين به دو جهت است يكى اين كه بنابر نظريهء انتزاع ، كلى مستند به جزئى ومأخوذ از اوست و ديگر اين كه تا جزئى نباشد اراده به فعل تعلق نمىگيرد ؛ زيرا اراده به تصور كلى فعل نمىتواند تعلق بگيرد .
فعل جُزاف
متن
فإذا تطابقَت المبادىء الثلاثة في الغاية . . . بماله من المبادىء غايته .
ترجمه
هرگاه مبادى ثلاثه در غايت واحد ، متفق باشند - مانند انسانى كه تخيل مىكند صورت مكانى را و اشتياق بدان پيدا مىنمايد و بدان سو حركت مىكند و نام چنين فعلى جزاف مىباشد . - براى اين چنين فعلى با توجه به مبادى او غايتى وجود دارد .
شرح
فعل جزاف فعلى است كه مبادى سه گانهء آن يعنى صورت علمى و شوقى و قوّهء عامله در غايت واحد ، اتفاق داشتهباشند ، مانند تصور مكانى و اشتياق بدان مكان و حركت به سوى آن . بنابراين در آنجا كه غايت مبادى سه گانه يكى است فعل را گزاف مىنامند و هر يك از مبادى سه گانهء آن داراى هدف و غايت مىباشد در فعل گزاف مبدأ فكرى وجود ندارد و تخيل فعل به تنهايى موجب شوق و رغبت به فعل مىگردد در چنين مواردى مبدأ علم همان تخيل است و غايتش همان چيزى است كه حركت بدان خاتمه مىيابد . غايت قوهء عملى و شوقى هم همين است .