جزئى است ، مانند تصور قوّهء خيال يك حادثهء مؤلمه كه از سوى شخصى حاصل مىشود و حكم به فرار از آن .
و نيز صورت علمى گاهى به تنهايى مبدأ قوّهء شوقيه قرار مىگيرد مانند رفتن به مكانى جهت ديدار دوست و گاهى با استمداد از طبيعت يا مزاج . مانند نفس كشيدن .
يا از پهلويى به پهلوى ديگر غلتيدن .
اين جا سؤال ديگرى مطرح مىشود و آن اين است كه چطور تنفس كردن از افعال ارادى محسوب مىشود و همين طور از پهلويى به پهلوى ديگر چرخيدن در حالت خواب در حالى كه اراده در اين افعال نقشى ندارد ؟
در پاسخ بايد گفت روان شناسى جديد پذيرش اين مطلب را آسان كردهاست ، زيرا سطوح آگاهى را طبقهبندى نمودهاست و مىگويد گاهى انسان كارى را با اراده انجام مىدهد اما نقش شعور و آگاهى در انجام آن فعل ارادى بسيار ضعيف است مانند خياط و نجار كه كارى را بر اثر تكرار عمل بدون توجه انجام مىدهد .
در روان شناسى به طور كلى افعال ارادى بر دو قسم تقسيم مىشود . در برخى از آنها مانند به هم زدن پلك چشم و نفس كشيدن و از پهلويى به پهلوى ديگر منتقل شدن ، كه اراده در سطح بسيار ضعيف وجود دارد و غالباً در اين موارد توجه و شعور همراه اراده نيست و گاهى فعل با ارادهء كامل و شعور و آگاهى انجام مىگيرد مانند اعمال روزمره .
يكى از دلايل اين كه نفس كشيدن فعل ارادى است اين است كه انسان مىتواند با ارادهء آگاهانهء خود نفس خود را در سينه حبس كند يا نفس عميق بكشد و يا به صورتِ كوتاه تنفس نمايد ، بر خلاف ضربان قلب يا فعاليت دستگاه مجارى ادرار كه صددرصد طبيعى است و اراده در آن نقش ندارد .
* قوله ولا محاله معها تخيل جزئى ؛ مقصود از تخيل در اين جا مطلق تصور است كه شامل وهْم و خيال مىگردد و اختصاص به صورت خياليه ندارد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣١٦