تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
از صورت علمى و شوق و قوّهء عامله ، به غايت‌مندى آنها اشاره مىكنند و مىگويند ، گاهى هر سه مبدأ ، يك غايت را طلب مىكنند ، مانند آن كه قوّهء عامله وصول به مكان خاصى را كه شوق و صورت علمى نسبت به آن حاصل است ، غايت خود قرار مىدهد . و گاهى هم در انتخاب غايت از يك‌ديگر جدا مىشوند ، فى المثل قوّهء عامله كه ايجاد حركت مىكند وصول به مكان خاصى را غايت قرار مىدهد اما صورت علمى و قوّهء شوقيه لقاى صديق را در آن مكان ، غايت قرار مىدهد . از اين رو غايت اينها با هم متفاوت مىشود ، اما هيچ كدام بىغايت نيستند . در اين جا اين سؤال مطرح مىشود كه چگونه ممكن است غايت قوّهء علميه و شوقيه و عامله يكى باشد ؟ زيرا انسان به هر كارى كه دست مىزند و به هر مكانى كه مىرود به دليل انگيزه‌اى خاص است وقتى انگيزه‌اى از رفتن به مكانى داشت غايت قوّهء شوقيه و قوّهء عامله از يك‌ديگر تفكيك مىشود و اين دو غايت با هم متحد نمىشوند . در جواب بايد گفت در پاره‌اى از موارد وصول به يك مكان فى نفسه مطلوب شخص است و شوق او به جزء وصول به آن مكان چيز ديگرى را طلب نمىكند مانند كسى كه نذر كرده به مسجد خاصى برود وصول به آن مكان مقصود بالذات اوست ، گرچه انگيزه حركت او كه يك عامل بيرونى است اداى نذر مىباشد . اما قوّهء شوقيهء او مستقيماً وصول به آن مكان را ، هم چون قوّهء عاملهء او غايت قرار داده‌است . در اين موارد قوّهء علميه و شوقيه و عامله با يك‌ديگر متحد مىشوند . همچنين كسى كه وصول و وقوف به منى و عرفات را غايت قرار مىدهد اصل وصول به آن مكان‌ها را غايت قرار مىدهد ، نه چيز ديگر را . صورت علميه گاهى يك صورت فكرى و عقلى است ، مانند تصور كلى احسان و خوبى و عمل به آن و تصور كلى بدى و اجتناب از آن ، و گاهى يك صورت تخيلى و
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 315 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى