تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
وجود دارد كه شخص را به سبب غايت آن به سوى فعل دعوت مىكند . اين بود سه مبدأ غير ارادى . شرح بعضى چنين پنداشته‌اند كه اگر فعلى غايت عقلايى نداشت مىتوان ادعا كرد كه آن فعل ، مطلقاً غايت ندارد . به همين جهت ، قاعدهء كلى كه گفته‌اند « براى هر فعلى غايتى است » نقض مىگردد . مثال زده‌اند به بازىهاى كودكانه يا تنفس انسان كه اكثراً با غفلت و بىتوجهى همراه است . و يا انتقال از يك پهلو به پهلوى ديگر يا بازى با انگشتر يا محاسن ؛ در همهء اين موارد مبدأ فكرى براى تصور اين امور وجود ندارد . و چون چنين است اين قبيل افعال ، بىغايت مىباشند . در پاسخ مىفرمايند : مبادى هر فعلى در قوّهء محركه كه از آن به قوّهء عامله تعبير مىكنند و قوّهء شوقيه و صورت علميّه خلاصه مىگردد . پس هر فعلى داراى اين سه مبدأ غيرارادى مىباشد . حال گاهى صورت علمى توسط قوّهء عاقله كه ادراك كليات مىكند حاصل مىشود وطبعاً فعل ، داراى غايت عقلايى مىباشد و گاهى توسط قوّهء تخيله يا واهمه حاصل مىشود كه طبعاً غايت فعل ، غايت خيالى يا وهمى خواهد بود . اين طور نيست كه هميشه فعل ، داراى غايت عقلايى باشد و اگر نبود چنين تصور كنيم كه فعل ، بدون غايت است . * قوله من تفكرٍ او تخيّلٍ ؛ تخيل عبارت است از تصور فعل و تصديق به خيريت آن به حسب قوّهء شهوى يا غضبى ، نه عقلى . در اين صورت ، صورت علمى جزئى هست و با قوّهء خياليه حاصل مىگردد . مانند تصور نظركردن به صورت نامحرمى كه به حسب قوّهء شهويه خير است ، اما عقل آن را مردود مىداند . تفكر عبارت است از تصور فعل و تصديق به خيريت آن به حسب عقل ، حال خواه به حسب قوّهء شهويه يا غضبيه خير باشد يا نباشد ، مانند تصور چشم پوشيدن از