تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مجردات و نيز در واجب تعالى به دليل آن كه نقص وقوّه در نهاد آنها نيست با وجود اين نوع از غايت‌هاى ذاتى ، خود را استكمال نمىبخشند .

تسامح در كلام حكما

متن و من هنا يتبيّن أنّ قولهم : « إنّ كلّ فاعلٍ . . . بالمّادة نوعَ تعلّقٍ . ترجمه و از اين جا روشن مىشود كه قول حكما كه مىگويند : « هر فاعلى كه در فعل خود غايتى دارد خود را بدان غايت كامل كرده و از آن سود مىجويد » ، خالى از مسامحه نيست ؛ زيرا اين سخن جز در فاعل‌هايى كه تعلقى به ماده دارند ، شيوع ندارد . شرح از بيانات گذشته روشن مىشود اين كه حكما به طور كلى مىگويند : فاعل ، خود را به غايت ، كمال مىبخشد . اين سخن خالى از مسامحه نيست ؛ زيرا اين مطلب فقط به فاعل‌هايى اختصاص دارد كه به ماده تعلقى داشته باشند ، مانند انسان و حيوان . اما فاعل‌هاى مجرد و نيز واجب الوجود كه غايت در آنها همان ذات آنها « بما انه فاعل » مىباشد و نقص و قوّه در آنها وجود ندارد ، استكمال بعد از نقص و فعليت پس از قوّه معنا ندارد ، بلكه در آنها ذات « بما هو ذات » با ذات « من حيث هو فاعل » متحد است و يكى مىباشد و همانطور كه ذات در آنها كمال و فعليت محض است ، فاعليت هم در آنها كمال و فعليت محض مىباشد .

نقل دو نظريه از متكلمان اشعرى و معتزلى

متن تنبيهٌ : ذهب قوم من المتكلّمين إلى أنّ . . . وينتفع بها خلقُه .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 297 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى