تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
شخص قوّهء طهارت دارد و به واسطهء آب و حركات و غسلات طهارتِ بالقوه خود را به فعليت در مىآورد . در اين جا غسلات و مَسحات مقصود بالذات او نيستند بلكه مقصود بالعرض او هستند . مقصود بالذات ، خود طهارت است كه فعليت آن را به وسيلهء غسلات ومسحات به دست مىآورد و به عبارت ديگر طهارت بالقوه‌ى خود را به طهارت بالفعل تبديل مىسازد . نظير آن مادرى است ، كه به فرزند خود بىوقفه محبت مىكند . در اين جا مادر در مرتبه اول و بالذات مىخواهد احساسات خود را ارضا نمايد ، كه اگر نكند با بحران‌هاى روانى روبرو خواهد گشت و در مرتبهء دوم مىخواهد فرزند خود را از محبّت سيراب نمايد . در حقيقت غايت بالذات او به فعليت رساندن احساسات درونى خودش است و در مرتبه دوم محبت كردن به فرزند كه غايت بالعرض مىباشد . نقل مىكنند كه اطرافيان محتضرى بر او مىگريستند . محتضر چشم خود را باز كرد و به آنان گفت : از چه مىگرييد ؟ هر كس چيزى گفت . همسرش گفت : چون چراغ خانه‌ام را از دست مىدهم . فرزندش گفت : چون تاج سرم را از دست مىدهم . ديگرى گفت : چون مونسم را از دست مىدهم . و چهارمى گفت : چون حلال مشكلاتم را از دست مىدهم . محتضر گفت : پس شما برخود مىگرييد ، از آن جهت كه تاج و چراغ و مونس و مشكل گشاى خود را از دست مىدهيد ؛ نه بر من . آيا يكى در ميان شما نيست كه بر من براى خود من بگريد ؟ آرى ، فاعل پيوسته نفس خويش را مقتضى و توانا بر انجام امورى مىيابد و در پى آن است كه اين اقتضا و توانايى را به وجود خارجى محقق سازد و از پى اين هدف است كه فعل را خلق مىكند . در واقع فاعل به دنبال فعليت دادن استعدادهاى نفسانى خويش است . پس خود را طلب مىكند نه بيرون از خود را ، مگر بالعرض .