غايت صورت مىپذيرد ، حال گاهى فايدهء غايت به فاعل حركت مىرسد ، مانند كسى كه از دست همسايهء بد ، خانهء خود را مىفروشد و به سوى محل ديگرى حركت مىكند . يا فايدهء غايت به مادهء متحرك باز مىگردد مانند كسى كه در خواب از اين پهلو به آن پهلو مىغلتد در اين مورد فاعل حركت نفس نائم است ، ولى فايدهء حركت به بدن او كه قابل است مىرسد . و يا فايدهء غايت به ديگرى مىرسد مانند كسى كه به يتيمى اكرام مىكند . در اين مثال ، غايت اكرام ايجاد خشنودى در يتيم است و فائدهاش به يتيم مىرسد .
در فاعلهاى ارادى غايت تصوراً قبل از فعل و وجوداً بعد از آن مىباشد
متن
وثانيها : أنّ الغاية معلومةٌ للفواعل العلميّة . . . الطبائع لفُقدانها العلم .
ترجمه
مطلب دوم اين است كه غايت ، قبل از فعل ، براى فاعل علمى معلوم است ؛ گرچه وجوداً بعد از فعل و مترتب بر آن مىباشد . و اين بدان جهت است كه اين قبيل از فاعلها نسبت به فعل خود اراده دارند و اراده به هر شكل كه باشد در جواهر مجرد يا مادى مسبوق به علم است ، حال اگر تحريكى صورت پذيرد حركت به جهت وصول به غايت خواهد بود . پس غايت ، قبل از فعل ، مطلوب فاعل است و اگر تحريكى نباشد و فعل همان غايت باشد ، اراده و علم به فعل ، همان اراده و علم به غايت خواهد بود .
و اما سخن حكما كه مىگويند - غايت تصوراً قبل از فعل و وجوداً بعد از آن است - در جايى تمام است كه غايت ، غايت طبيعى نباشد ، چون طبيعت ، فاقد علم است .
شرح
حكما گفتهاند : غايت تصوراً قبل از فعل براى فاعل موجود است ، گرچه وجوداً پس از فعل موجود مىشود . و اين اختصاص به فاعلهايى دارد كه علم