تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
سو غايت را معنا مىكند به چيزى كه اقتضاى فاعل اصالتاً به او تعلق مىگيرد و فاعل با حركت خود به اين نوع از غايات و اصل مىشود ( فان الفاعل يتوصل الى هذا القبيل من الغايات بالتحريك ) طبعاً غايت به اين معنا متأخر از وجود خارجى فعل است ؛ زيرا فاعل اصالتاً چنين غايتى را از فعل به واسطهء حركت قصد دارد . از سوى ديگر غايت را به حقيقتى كه متقرر در مرتبهء فاعل است معنا مىكند . طبعاً غايت به اين معنا متقدم بر فعل خارجى و غايت آن است و به معناى علت غائى است كه با فعلِ متقرر در مرتبهء ذات فاعل متحد است . همانطور كه شرح آن در فقرهء قبل گذشت . خلاصه اين كه تشويش كلام مؤلف در اين است كه غايت را يك بار به معناى غايت خارجى و متأخر از فعل و يك بار به معناى علت غائى و متقدم بر فعل معنا مىكند . اگر مراد ايشان از غايت ، غايت خارجى و متأخر از فعل باشد ، برهان بر اتحاد غايت و فعل در افعال مجردات همان است كه گذشت . گفتيم مجردات بر خلاف فاعل‌هاى مادى - كه يك فعلى دارند به نام حركت و يك غايتى دارند كه حركت به جهت آن صورت مىگيرد - حركت به سوى غايت ندارند چون فعل آنها هم چون خود آنها آميخته به قوّه و نقص نيست . و چون چنين است با حركت كه خود قوهء وصول به غايت است به غايت نمىرسند ، بلكه بىحركت به غايت و اصل مىگردند . از اين رواست كه مىگوييم فعل آنها همان غايت آنهاست . اما اگر مقصود مؤلف از غايت ، غايتى باشد كه در مرتبهء وجود فاعل است ، همانطور كه از عبارت « قد تتحد مع فعله بمعنى كون الغاية هى حقيقة الفعل المتقررة في مرتبة وجود الفاعل » استفاده مىشود ، طبعاً مراد از غايت ، علت غائى خواهدبود و وجه اتحاد او با فعلى كه متقرر در مرتبهء ذات فاعل است از آن جهت خواهد بود كه چون علت غائى خصيصهء ذاتى فاعل مجرداست او با فاعل وجوداً و مرتبتاً متحد خواهد
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 282 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى