تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
شرح فاعل يا فاعل طبيعى است مانند فاعليت درخت براى ميوه‌اش و نيز فاعليت آن براى حركاتى كه در كيف و كم آن وجود دارد ، يا فاعل علمى است كه فعل خود را از روى علم و آگاهى انجام مىدهد . و آن خود بر دو قسم است ؛ يا در ذات و فعل خود مجرد است مانند عقول مجرده ( فرشتگان ) يا ذاتاً مجرد ولى فعلًا مادى است ، مانند نفوس انسانى كه ذاتاً مجردند ، اما در افعال خود به ابزار مادى نيازمندند . در فاعلِ طبيعى ، علت غائى ، عبارت است از همان استعدادى كه بر فعل سابق است ، چون علت غائى در افعال طبيعى عبارت است از چيزى كه فاعل به جهت آن ، فاعلِ فعلِ معين مىشود ، به گونه‌اى كه اگر آن نباشد فاعل ، فاعلِ آن فعل خاص نمىگردد . در فاعل نفسانى علت غائى ، همان صورت علمى فعل است كه انگيزهء تحقق وجود خارجى فعل مىگردد . به عبارت ديگر تصور غايتِ مترتب بر فعل و تصديق به رجحان آن علت غائى مىباشد . مانند صورت ذهنى ساختمان كه در ذهن بنّا و معمار علت غائى براى تحقق خارجى ساختمان مىگردد . اما در فاعل‌هاى مجرد ، علت غائى عبارت است از خصوصيت ذاتى در فاعل كه وى را به سوى فعلِ خاصى سوق مىدهد و به همين دليل است كه آنان غايتِ بيرون از ذات خود را طلب نمىكنند . حاصل آن‌كه اگر آن كمالى كه او حقيقت فعلى است كه در ذات فاعل مستقر است نبود ، فعل از او صادر نمىگشت . پس وجود فعل متوقف بر آن كمال است و علت غائى براى هر فعل چيزى نيست مگر همان كمال آن فعل و فاعل آن كه اگر نبود فعل واقع نمىگشت . قوله : فقد تبين ان لكل فاعل غايةً فى فعله و هى العلة الغائية للفعل وهو المطلوب اطلاق فرمايش مؤلف كه هر غايتى همان علت غائى است محل مناقشه است ؛ زيرا
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 279 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى