تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
و اما قبول ، به معناى اتصاف مانند اتصاف ماهيات به لوازم آنها ( اين دو اشكال در آنها نمىآيد زيرا ) اين اثرى نيست كه از ذات صادر شود و مسبوق به امكان باشد . شرح مىفرمايند : بر فرض كه اين دو دليل از مناقشه خالى باشند اختصاص به جايى دارند كه قبول به معناى انفعال و تأثر از خارج است ، مانند آبى كه از آتش منفعل گشته داغ مىشود . در اين‌جاست كه قابل ( آب ) نسبت به مقبول ( حرارت ) نسبت امكانى دارد و طبعاً نمىتواند نسبت به او وجوب و فاعليت هم داشته‌باشد ؛ زيرا اين دو حيثيت ، متقابل هستند و با هم جمع نمىشوند . اما اگر قبول به معناى اتصاف باشد مانند اتصاف اربعه به زوجيت كه لازمهء اوست اين دو دليل ، دلالت بر امتناع اجتماع اين دو عنوان را ندارد ؛ زيرا زوجيت نسبت به اربعه اثر آن محسوب نمىشود تا نسبت ميان آن دو ، نسبتِ قابل به مقبول باشد ، بلكه در اين جا قابل ( اربعه ) متصف به مقبول ( زوجيت ) است و مانعى ندارد كه اربعه هم فاعل زوجيت محسوب شود به اين معنا كه اقتضاى زوجيت را دارد و هم قابل او به اين معنا كه متصف به زوجيت مىشود . و اشكال اجتماع حيث وجدان و فقدان در اين جا نمىآيد ؛ زيرا لازمهء يك شىء اثر يك شىء محسوب نمىشود تا ملزوم نسبت به آن ، نسبت امكانى داشته باشد .

اشكال در دليل اول مشهور

متن والحجّتان مع ذلك لا تخلوان من مناقشة . . . لايصدران عن الواحد . ترجمه در عين حال كه مطلب چنين است ، ( يعنى اين دو دليل اختصاص به جايى دارد كه قبول به معناى اتصاف باشد نه انفعال و تأثر ) اين دو دليل خالى از مناقشه نيستند . اما دليل نخست به جهت