تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
شرح كسانى كه معتقد هستند حيث فعل و قبول در شىء واحد جمع نمىشود دو دليل اقامه كرده‌اند . يكى اين كه فاعليت هميشه ملازم واجديت و دارايى است و قابليت هميشه ملازم فقدان و نادارى است . اجتماع اين دو عنوان متغاير و متقابل در شىء واحد و از حيث واحد ممكن نيست . دليل دوم اين كه از يك سو قبل از مقبول ، امكان آن وجود دارد به اين معنا اگر عوامل پديد آمدن مقبول فراهم باشد قابل مقبول را مىپذيرد پس قابل نسبت به مقبول نسبت امكانى دارد . و از سوى ديگر فاعلى كه نسبت به فعل خود تماميت داشته‌باشد و به عبارت ديگر علت تامهء فعل خود باشد وجوباً معلول از او صادر مىگردد ؛ زيرا صدور معلول با وجود علت تامه حتمى است . به علاوه علت و معلول نسبت به هم وجوب بالقياس دارند هر جا علت تامه محقق بود حتماً معلول هم با آن متحقق است . حال كه فاعل نسبت به فعل ، وجوب دارد و قابل نسبت به فعل ، امكان دارد چگونه ممكن است كه يك شىء به يك حيث هم فاعل يك چيز باشد تا نسبت به آن وجوب داشته‌باشد و هم قابل آن باشد تا نسبت به آن امكان داشته‌باشد . وجوب و امكان دو لازمهء متنافى براى فاعل و قابل هستند و مستلزم آن هستند كه ملزوم آنها كه فاعل و قابل باشد با يك ديگر متنافى باشند و قابل جمع نباشند .

محدود كردن دلالت ادلهء مشهور

متن والحجّتان لو تمّتالم تدلّا على أكثر من امتناع . . . عن الذات يسبقه إمكان . ترجمه اين دو دليل اگر تمام باشند بيش از اين دلالت ندارند كه ممتنع است اجتماع فعل با قبولى كه به معناى انفعال و تأثر است « در شىء واحد بما هو واحد » .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 256 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى