تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
معناى فقدان در او تصور رود . در اين مورد قبول به معناى مطلق اتصاف است ، و منعى ( در اجتماع وصف فعل و قبول ) نيست . شرح ابتداً مؤلف حكيم رحمه الله براى نظريهء خود دليل مىآورند و مىفرمايند : اگر قبول به معناى فقدان و انفعال خارجى باشد نمىتواند با وصف فعل كه ملازم با وجدان است جمع گردد ؛ زيرا اجتماع وصف فقدان و نادارى با وصف وجدان و دارايى اجتماع دو وصف متنافى است و اجتماع اين دو وصف متنافى در شىء واحد جايز نيست . اما اگر قبول به معناى اتصاف باشد مانند آن كه اربعه متصف است به زوجيت كه ما از آن تعبير مىآوريم كه اربعه قبول زوجيت كرده‌است در اين مورد اجتماع وصف فعل و قبول مانعى ندارد و مىتوان گفت اربعه فاعل و مقتضى زوجيت است ، همانطور كه مىتوان گفت اربعه قابل و متصف به زوجيت است .

دو دليل بر عدم جواز اجتماع فعل و قبول

متن واحتجّ المشهور على الامتناع مطلقاً بوجهين : . . . مستلزمٌ لتنافي الملزومات . ترجمه مشهور بر امتناع اجتماع وصف فاعل و قابل به نحو مطلق به دو وجه استدلال نموده است . يكى اين كه فعل و قبول دو اثر متمايز هستند طبعاً از « واحد بما هو واحد » صادر نمىگردند . دوم اين كه نسبت قابل به مقبولِ خود نسبت امكانى است در حالى كه نسبت فاعلى كه تام الفاعلية است به فعلش نسبت وجوبى است . حال اگر شىء واحد هم فاعل و هم قابل يك شىء باشد نسبت به او هم امكان خواهد داشت هم وجوب ، در حالى كه اين دو با هم متنافى هستند و تنافى لوازم ، مستلزم تنافى ملزومات مىباشد .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 255 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى