الفصل العاشرفي أنّ البسيط يمتنع أن يكون فاعلًا وقابلًا
آيا يك چيز مىتواند هم فاعل باشد و هم قابل
متن
المشهور من الحكماء عدم جواز كون الشيء الواحد . . . الماهيات فيجوز إجتماعهما .
ترجمه
مشهور ميان حكما آن است كه مطلقاً جايز نيست شىء واحد هم فاعل باشد هم قابل . به قيد وحدت حيثيت احتراز كردهاند از انواع مادىاى كه به صورت خويش فاعل و به مادهء خويش قابل است ، مانند آتش كه به صورت خود فاعل حرارت است و به مادهء خود قابل آن مىباشد .
حكماى متأخر به طور مطلق قائل به جواز آن شدهاند .
لكن سخن حق تفصيل است بين آن جا كه قبول به معناى انفعال و استكمال خارجى باشد كه در اين صورت قبول با فعل در شىء واحد « بما انه واحد » جمع نمىگردد . و بين آن جا كه قبول به معناى اتصاف و انتزاع از ذات شىء بدون انفعال و تأثر خارجى باشد مانند لوازم ماهيات كه در اين موارد اجتماع دو وصف فعل وقبول جايز است .
شرح
سخن در اين است كه شىء واحد نمىتواند هم فاعل باشد هم قابل . لكن بايد