عليتِ براى آن قائم به ذات خود است و اوست كه به معناى حقيقى كلمه مؤثر در عالم هستى است و غير از او مؤثرى در نظام عالم وجود ندارد . براى غير او از استقلالى كه ملاك عليت و ايجاد است بهرهاى نيست ، مگر استقلال نسبى . بنابر اين علل فاعلى در نظام عالم همه و همه مُعداتى هستند كه نزديك مىكنند معاليل را به فيض مبدأ اول و فاعل واقعى همه خداى متعال است .
شرح
از بيانات و مقدمات فوق نتيجه مىگيريم كه چون تمام عالمِ هستى ، معلول واجب تعالى هستند و همه نسبت به او وجود رابط و غير مستقل مىباشند و هيچ حكمى براى آنها نيست مگر آن كه به عاريت از واجب تعالى به ارث بردهاند نتيجه مىگيريم كه در جهان هستى بيش از يك علت فاعلى و تامه به نام واجب الوجود وجود ندارد و استقلالى كه موجودات دارند استقلال نسبى و عاريتى است و در حقيقت علل فاعلى در جهان هستى بيش از علل اعدادى نيستند و علت حقيقى آنها خداى تعالى است .
قرآن مىگويد :
« أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ »
« 1 » در حقيقت ازدواج ، زمينه و اعدادى براى تكثير نسل به شمار مىآيد آن كه فرزند اعطا مىكند خداوند هست . در ادامه مىفرمايد :
« أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ »
« 2 » اى كشاورزها شما گياه را مىرويايند يا ما مىرويانيم . شما اگر چه تخم را در زمين پنهان مىكنيد ، اما اين كار بيش از اعداد و آماده ساختن براى روييدن نيست ، آن كه مىروياند خداوند متعال است .
در ساير افعال انسان و غير انسان هر چه به وجود مىآيد همه به حول و قوّهء الهى است . حتى كارهايى كه ما باتوان و نيروى خودمان انجام مىدهيم و فكر مىكنيم كه خودمان آن را انجام دادهايم آنها هم به دليل آن كه با حول و قوّهاى كه خداوند به ما داده
هامش
( 1 ) . واقعه ، آيه 59
( 2 ) . همان ، آيه 64