تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
داير مدار يك‌ديگرند اگر وجود واجب تكرار پذير باشد هر يك از دو وجود از ديگرى به چيزى كه در آن نيست متمايز گردد . معلوم مىشود كه هيچ يك از آن دو محض وجود و وحدت نيستند . بيان اين مقدمه براى آن است كه بفرمايد در عالم هستى دو مبدأ مستقل وجود ندارد مانند ثنويون كه براى هستى دو مبدأ قائلند يكى خير و ديگرى شرّ . مطلب چهارم اين كه معلول در هيچ حال از علت فاعلى بىنياز نيست همان طوركه از علت تامه بىنياز نيست . در توضيح اين مطلب بايد گفت علت گاهى علت فاعلى است اما علت تامه نيست مانند بنّا كه نسبت به ساختمانى كه ساخته‌است او علت فاعلى ساختمان است اما علت تامهء آن نيست ؛ زيرا براى ساخته‌شدن ساختمان علاوه بر بنّا به آجر و آهن و سيمان و نقشه و مهندس و غيره نياز است تا مجموع اين عوامل علت تامه براى پيدايش ساختمان گردند . پس بنّا علت فاعلى است نه تامه . اما ذات واجب تعالى هم علت فاعلى است هم علت تامه است و كسى در پيدايش هستى جز ذات او دخالت ندارد . مطلب پنجم بيان نسبت متقابل ميان علت و معلول است . معلول نسبت به علت ، وجود رابط دارد طبعاً هيچ استقلالى از خود ندارد و در همهء شئون وجودى خود قائم به اوست و علت نسبت به معلول مستقل بوده مقوم اوست و هر حكمى براى معلول است از آنِ علت او مىباشد . اين بود پنج مقدمه كه در عبارت بعدى از آن نتيجه خواهند گرفت .

تقرير فاعليت حق تعالى مطابق ذوق عرفانى

متن فهو ( تعالى ) الفاعل المستقلّ في مبدئيّته . . . وفاعلِ الكلّ ( تعالى ) . ترجمه پس خداى تعالى فاعلى است كه در مبدئيت على الاطلاق خود مستقل است و در ايجاد هستى و