اشكال اين نظريه آن است كه علم تفصيلى حق را متأخر از معلولهاى او و زايد بر ذات او مىداند ، در حالى كه ذات او قبل از خلق هستى علم تفصيلى به آنها دارد .
فاعل بالقصد
متن
الخامس : الفاعل بالقصد ، وهو الذي له علمٌ وإرادة . . . عند جمهور المتكلّمين .
ترجمه
پنجم فاعل بالقصد ، است و آن فاعلى است كه براى آن علم و اراده وجود دارد و علم او به فعلش تفصيلى و قبل از فعل و با انگيزهء زايد است ، مانند انسان در افعال اختيارى خودش و واجب تعالى نزد جمهور متكلمين .
شرح
در فاعل بالقصد دو گونه علم وجود ندارد آن طور كه در فاعل بالرضا وجود داشت . در فاعل بالقصد ، فاعل علم تفصيلى و اراده بر انجام فعل دارد و علم تفصيلى او قبل از فعل ، تفصيلى است و علم و ارادهء او بر فعل ، قرين انگيزهاى زايد بر فعل است . مانند انسانى كه خانه مىسازد تا در آن سُكنا گزيند ، يا غذا مىخورد تا زنده بماند ، سكنا گزيدن و زنده ماندن انگيزههايى هستند زايد بر خانه ساختن و غذا خوردن .
متكلمان فاعليت حق نسبت به جهان هستى را از قبيل فاعليت بالقصد مىدانند .
اشكال نظريهء ايشان اين است كه ايشان فعل واجب را معلل به انگيزههاى بيرون از ذات مىدانند . به اين معنا كه واجب تعالى هستى را خلق مىكند تا به چيزى كه ندارد برسد همانطور كه علم او را زائد بر ذات او مىدانند در حالى كه ذات اقدس او نه انگيزهاى بيرون از خود دارد ؛ زيرا او فاقد چيزى نيست تا بخواهد به واسطه خلق كردن به او برسد . و علم او نيز زايد بر ذاتش نيست .