تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
شرح براى فاعل بالرضا دو علم وجود دارد يكى قبل از فعل است و ديگرى بعد از فعل . علم او قبل از فعل ، اجمالى است و از آن رهگذر ، كه به ذات خود به عنوان فاعل علم دارد به معلول‌هايى كه از ذات او صادر مىگردد نيز اجمالًا علم دارد . مانند انسانى كه علم به ذات و فاعليت خويش دارد و از همين رهگذر علم اجمالى به صورت‌هاى خيالى كه خود خالق و سازندهء آنهاست نيز دارد . اما وقتى آن صورت‌هاى خيالى به وجود آمدند وجود همان صورت‌هاى خيالى ، علم تفصيلى فاعل را تشكيل مىدهند . اگر سؤال شود كه چگونه وجود صورت‌هاى خيالى در نفس همان علم تفصيلى انسان به آنهاست در پاسخ مىگوييم چون علم انسان به آن صورت‌ها به طريق علم حضورى است نه حصولى ، يعنى آن صور به وجود خاص به خود در محضر نفس حاضرند و چنين نيست كه علم انسان به آنها از طريق علم حصولى باشد يعنى از طريق حصول آن صور توسط صورت‌هاى ديگر باشد ، زيرا اگر چنين باشد لازم مىآيد آن صور ، نيز به واسطه صورت‌هاى ديگر ادراك شوند و بدين ترتيب تسلسل محال رخ مىنمايد . پس نتيجه مىگيريم كه صور خيالى به وجود خاص به خود در نفس ما حاضرند و همان‌ها ملاك علم تفصيلى ما به آنها مىباشد به عبارت ديگر وجود آنها نفس علم تفصيلى ما مىباشد . اشراقىها فاعليت حق تعالى نسبت به هستى را از سنخ فاعليت بالرضا مىدانند و مىگويند خداوند قبل از خلقت عالم ، علم تفصيلى به عالم نداشته‌است گرچه از آن جهت كه علم به ذات خود داشته به طور اجمال علم به آنچه از او صادر خواهد شد داشته‌است . او وقتى علم تفصيلى به موجودات هستى پيدا كرده‌است كه جهان را خلق كرده‌است و چون موجودات عالم هستى همه و همه در محضر او حاضرند لذا وجود آنها علم حضورى و تفصيلى حق تعالى را تشكيل مىدهند .