علت ، احاطهء قيوميه بر معلول و مرتبه و جايگاه او دارد و قرآن مىگويد : هو معكم اين ما كنتم او با شما معيت دارد و محيط بر شماست و چون چنين است تمام علل سابق واجد مرتبهء معلولهاى لاحق بوده و در مقام آن معاليل ، علل هم اجتماع و تحقق دارند .
از مجموع سخن ميرداماد نتيجه مىگيريم كه وى ادلهء امتناع را محدود مىسازند به تسلسلهايى كه از جانب علتها بىپايان و نامحدود باشد نه تسلسلهايى كه از جانب معلولها بىنهايت باشد . به عبارت ديگر ميرداماد ادعا دارد كه ادلهء امتناع تسلسل ، ناظر به تسلسلهايى كه از نظر آغاز و عليت متناهى ولى از نظر معلولها نامتناهى هستند ، نيست . بلكه ناظر به تسلسلهايى است كه از نظر سير تصاعدى ، علل هر قدر كه به طرف صعود به پيش رود به علت نخست نرسد و از اين جهت لا متناهى باشد .
دليل ادعاى او اين است كه در سلسلههايى كه از نظر معلول و سير نزولى لامتناهى هستند شرط دوم كه اجتماع فى الوجود باشد وجود ندارد ، ولى در سلسلهءهايى كه از نظر صعود و از نظر علت نامتناهى هستند شرط دوم وجود دارد .
رد سخن ميرداماد
متن
وأنت خبيرٌ بأنّ البرهانَيْن المتقدّمَيْن . . . دون التنازل - ممنوعٌ .
ترجمه
توآگاهى كه دو برهانى كه از شيخ و فارابى نقل شد در جايى كه سلسله از علتهاى تامه تشكيل شدهباشد در دو صورت تصاعد و تنازل جارى مىگردد .
اما در علتهاى ناقصه آن دو برهان در جايى كه سلسلهء بىنهايت به طرف صعود باشد جارى مىگردد ؛ زيرا واجب است كه علت نزد وجود معلول و با او وجود داشتهباشد . به خلاف آن جا كه سلسله متنازل باشد چون واجب نيست معلول با وجود علت ناقصه وجود داشته باشد .