تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
ترتب ( پيوستگى ) و اجتماع بالفعل در وجود در جهت بىنهايت است و مقتضاى شروط ، محال بودنِ تسلسلِ علل در جهت تصاعد است بدين ترتيب كه علل تا بىنهايت بر يك‌ديگر مترتب گردند ، نه در جهت تنازل به اين كه معلولى بر علت خود مترتب گردد آن گاه معلول معلول بر معلول قبلى وهكذا تا بىنهايت . فرق بين اين دو ( جهت تصاعد و تنازل ) اين است كه علل در مرتبهء وجودِ معلول ، مجتمع بوده بر او احاطه دارند ( به اين معنا كه علت‌هاى قبل واجد مرتبهء معلول هستند ) و اگر علت را سابق بر معلول مىدانيم اين به نوعى تحليل باز مىگردد به خلاف معلول‌ها كه آنها در مرتبهء عللِ سابق بر خود نيستند . بنابراين سير صعودى سلسله ، مستلزم اجتماع عللى كه به وجودات فعلى خود بريك‌ديگر مترتبند درمرتبهء معلولى كه مثلًا سلسله ، از او آغاز مىگردد . مىباشد به خلاف سير نزولى سلسله زيرا معلول‌هاى مترتب و متنازل در مرتبهء علة اولى كه سلسله از او آغاز مىگردد اجتماع ندارند » پايان تلخيص كلام ميرداماد . شرح سخنى كه نقل شد از ميرداماد در قبسات است وى ادلهء امتناع تسلسل را در تسلسل‌هايى جارى مىداند كه سلسلهء بىنهايت به طرف علت‌ها به پيش‌رود ، نه به طرف معلول‌ها . در حقيقت وى علاوه بر سه شرط قبلى كه براى تسلسل محال لازم دانستيم كه عبارت بودند از : 1 . وجود بالفعل آحاد سلسله ، 2 . اجتماع و همراه هم بودن اجزاى سلسله در وجود ، 3 . ترتب و پيوستگى آنها ، شرط چهارمى را لازم مىداند كه آن عبارت است از اين كه سلسلهء غيرمتناهى در جانب علت‌ها باشد نه معلول‌ها . در واقع شرط چهارم وى تفسير خاصى است كه وى از شرط دوم يعنى « اجتماع فى الوجود » مىكنند اضافه كردن شرط چهارم در كلام ميرداماد از اين جهت است كه اگر ما بخواهيم شرطِ دومِ تسلسل محال را تحقق ببخشيم ناگزيريم سلسله‌اى از بىنهايت را فرض كنيم كه بىنهايتى در جانب صعود و به سوى علت‌ها باشد .