تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
باشد همان‌طور كه علت‌هاى قبلى هم اگر علت باشند واجب است به هنگام تحقق معلول موجود باشند زيرا با وجود معلول ، وجود علت ناقصه الزامى است . پس شرط اجتماع فى الوجود حاصل مىگردد به خلاف آنجا كه سلسلهء غيرمتناهى به طرف معلول‌ها باشد در اين‌جا چون واجب نيست كه معلول به هنگام وجود علت ناقصه موجود گردد پس شرط اجتماع افراد سلسله حاصل نگشته ادلهء امتناع تسلسل در اين سلسله جارى نخواهد گشت در جاى خود گفته شده كه با وجود معلول ، وجود علت ناقصه الزامى است ولى با وجود علت ناقصه وجود معلول الزامى نيست . بنابراين هر معلولى را در نظر بگيريم همهء علل ناقصهء قبلى لزوماً با آن موجود خواهند بود . از اين رو شرط دومِ تسلسل ، يعنى اجتماع اجزاء سلسله حاصل خواهد بود اما اگر تسلسل در ناحيهء معلول‌ها و در سير نزولى باشد برهان شيخ و فارابى جارى نخواهد گشت زيرا كه وجود معلول در ظرف وجود علت ناقصه ضرورى نيست درنتيجه شرط تسلسل كه اجتماع در وجود است حاصل نخواهد بود . آنچه ذكر شد شرح ديدگاه مؤلف بود . حاصل سخن اين‌كه مؤلف حكيم چنين معتقد است كه برهان شيخ الرئيس و فارابى در مورد علل تامه خواه سلسلهء بىنهايت در جانب تصاعد باشد يا تنازل ، به طور يكسان جارى است ولى اگر سلسلهء بىنهايت در علل ناقصه باشد ادلهء امتناع ، فقط در صورت تصاعد جارى است نه تنازل . لكن سه نكته در كلام مؤلف قابل تأمل است . نكتهء اول : همان‌طور كه ذكر شد برهان فارابى در مورد سلسله‌هاى غير متناهى كه در جانب تنازل هست جارى نمىشود و فقط ناظر به سلسله‌هايى است كه در جانب تصاعد است . و ثانياً خوب بود مؤلف حكيم وجه مغالطه و اشتباه مير داماد را تبيين مىكردند و مىفرمودند آنچه در تسلسل محال لازم است اجتماع اجزاء سلسله در وجود است به اين معنا كه آحاد سلسله همه موجود باشند و مانند اجزاء زمان نباشند كه بخشى از آن معدوم گشته . بخش ديگرى از آن هنوز موجود نشده باشند ، ولى هرگز مقصود از