برهان اسد و اخصر از فارابى
متن
برهان آخر - و هو المعروف بالأسدّ الأخصر - للفارابيّ . . . أكثرها من مناقشة .
ترجمه
اين برهان كه به برهان اسد اخصر معروف است از آن فارابى مىباشد . ( حاصل آن اين است كه ) چون هيچ يك از آحاد سلسلهاى كه به ترتيب بالفعل تا بىنهايت به پيش مىرود نيست مگر آن كه در حكم فرد واحد مىماند از آن جهت كه موجود نمىشود مگر آن كه قبل از آن فردى موجود شدهباشد . از اين جهت بر تمام آحاد سلسلهء غير متناهى صدق مىكند تا قبل از آن ، فرد ديگرى موجود نشود « 1 » موجود نمىشود .
اكنون ( كه تمام آحاد سلسله موجود نمىشوند مگر آنكه قبل از آن فردى موجود شود ) بداهت عقل حكم مىكند كه از كجا فردى در اين سلسله مىتواند يافت شود تا پس از آن ، چيزى موجود گردد . « 2 »
در اين جا براهين ديگرى بر محال بودن تسلسل وجود دارد ، لكن اكثر آنها خالى از مناقشه نيستند .
شرح
اگر سلسلهء علل و معاليل به علتى منتهى شود كه علت نخستين باشد و معلول
هامش
( 1 ) . در اسفار ، ج 2 ، ص 166 و نيز در قبسات آمده است كه « بداهةالعقل قاضيةٌ بانه من أين يوجد فى تلك السلسلة شىء حتى يوجد شى ما بعده » ولى به نظر مىرسد صحيح عبارت چنين باشد « بداهةالعقل قاضية بانه لابد من ان يوجد فى تلك السلسلة شىء لم يوجد قبله شىء حتى يوجود شىء ما بعده » شاهد بر اين مطلب عبارت شرحمنظومه سبزوارى است كه مىگويد : « فإذن بداهة العقل تحكم بانه ما لم يوجد فى تلك السلسله شىء لم يوجود شىء قبله لايوجود شىء بعده »
( 2 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 166