برهان وسط و طرف از شيخ الرئيس
متن
برهانٌ آخر وهو المعروف ببرهان الوسط والطرف . . . بلاطرف ، وهذا محال .
ترجمه
اين برهان به برهان وسط و طرف معروف است . شيخ الرئيس آن را در شفاء اقامه فرمودهاست .
وى مىگويد :
« وقتى ما معلولى را فرض مىكنيم و براى آن علتى در نظر مىگيريم سپس براى علت آن هم علتى در نظر مىگيريم امكان ندارد كه براى هر علتى بىنهايت علتى ديگر باشد ؛ چون معلول و علت و علت علت هنگامى كه جملگى يكى به ديگرى قياس شوند علتِ علت ، علت نخست و مطلق نسبت به دو مهرهء ديگر خواهد بود و دو مهرهء ديگر نسبت به او معلول خواهند بود گرچه در اين كه يكى معلول بدون واسطه و ديگرى معلول با واسطه است تفاوت خواهند داشت . اما آن دو مانند اولى نخواهند بود نه مهرهء اخير و نه مهرهء وسط ؛ چون مهرهء وسطى كه مماس با معلول اخير است فقط علت يك چيز است و معلول ( كه مهرهء آخر است ) علت چيزى نيست .
هر يك از اين سه مهرهء فرضى خاصيت مخصوص به خود را دارند . خاصيت طرف معلول آن است كه علت چيزى نيست و خاصيت طرف ديگر آن است كه علتِ همه به غير از خود است و خاصيت مهرهء وسط آن است كه علت براى يك طرف و معلول براى طرف ديگر است . حال خواه مهرهء وسط يكى باشد يا بيشتر و اگر بيشتر بود خواه ترتب مهرهها متناهى باشد يا غير متناهى . اكنون اگر مهرهها در كثرت متناهى بريكديگر مترتب بودند جملهء مهرههاى وسط به منزلهء وسط واحدى مىماند كه در خاصيت وسط قرار گرفتن در قياس با دو طرف خود مشتركند و براى هر يك از دو طرف خاصيت مخصوص به خود وجود خواهد داشت .
همچنين اگر ترتب وسط در كثرت غير متناهى واقع شود كه نتيجتاً طرف حاصل نخواهد بود . در اين صورت تمام مهرههاى غير متناهى در حكم واسطهء واحده خواهند بود . چون شما هر بخشى از